﻿WEBVTT

00:00:00.586 --> 00:00:09.586
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:00:10.010 --> 00:00:12.720
‫بچه‌ها، میشه لطفاً کمکم کنید
‫جعبه‌ها رو بذارم توی مینی‌ون؟

00:00:12.720 --> 00:00:14.130
‫گفتی واسه چیـه؟

00:00:14.130 --> 00:00:15.970
‫برای تولدِ پسرِ کیتی

00:00:15.970 --> 00:00:17.720
‫ فرانسس، میشه لطفاً بطری‌های آب رو بیاری؟

00:00:17.720 --> 00:00:19.140
‫این عملاً مصداقِ بیگاری کشیدن از کودکانـه

00:00:19.140 --> 00:00:20.720
‫میو، میشه شما لطفاً
‫بَگ‌های مهمونی رو بیاری؟

00:00:20.720 --> 00:00:22.680
‫من و جسیپا مسابقه‌ی زُل‌زدن گذاشتیم

00:00:22.680 --> 00:00:24.060
‫میشه این‌قدر سروصدا نکنید؟ کار دارم

00:00:24.060 --> 00:00:26.230
‫حالا یه بار من ازتون خواستم کمکم کنید!

00:00:26.230 --> 00:00:28.110
‫بچه‌ها! قبلاً حرفش رو زدیم. بیاید بریم

00:00:29.360 --> 00:00:30.360
‫مرسی دخترم!

00:00:31.360 --> 00:00:33.570
‫اگه اسمش تدارکات سیلویاست،
‫چرا زحمتش روی دوشِ ماست؟

00:00:34.070 --> 00:00:35.200
‫گرگ صحرایی!

00:00:36.410 --> 00:00:38.330
‫هیچ‌کس جُم نخوره

00:00:40.620 --> 00:00:43.080
‫عزیزم، باید به واحد کنترل حیوانات زنگ بزنیم

00:00:43.080 --> 00:00:46.620
‫تا حالا چند بار زنگ زدم و گفتن بهشون ربطی
‫نداره، مگه اینکه پای جسد در میون باشه

00:00:46.630 --> 00:00:47.750
‫جسد یعنی چی؟

00:00:47.750 --> 00:00:50.500
‫یعنی جنازه. تو هم یه روزی جنازه میشی

00:00:50.500 --> 00:00:51.960
‫- سایمون!
‫- میشه تمومش کنی؟

00:00:51.960 --> 00:00:53.260
‫حقیقتـه دیگه!

00:01:01.680 --> 00:01:02.890
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. بیاید

00:01:02.890 --> 00:01:03.980
‫باشه

00:01:05.480 --> 00:01:07.020
‫جسیپا می‌تونه هات داگ بخوره؟

00:01:07.020 --> 00:01:09.860
‫نه، نه. به‌هیچ‌وجه هات داگ بهش نده

00:01:09.860 --> 00:01:10.940
‫دیر گفتی!

00:01:12.638 --> 00:01:14.638
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت دوم »

00:01:14.702 --> 00:01:20.702
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:20.726 --> 00:01:26.326
« ترجمه از سحـر و نهال »
<c.colorff717b>.:: iredprincess &amp; Sahar_frb ::.</c>

00:01:26.540 --> 00:01:28.210
‫زانو بزن، کثافت!

00:01:29.793 --> 00:01:31.292
‫« تولدت مبارک، سَم »

00:01:33.920 --> 00:01:35.840
‫بفرما. اینم از این

00:01:36.760 --> 00:01:38.010
‫واقعاً نگران‌کننده‌ست

00:01:39.010 --> 00:01:41.350
‫- چطور مگه؟
‫- ما نمی‌ذاریم سایمون تفنگ‌بازی کنه

00:01:45.180 --> 00:01:48.730
‫مرسی. دیگه با من کاری ندارید؟
‫به نظرم همه‌چی ردیفـه.

00:01:49.310 --> 00:01:50.940
‫- میشه کیک رو ببینم؟
‫- بله

00:01:52.320 --> 00:01:56.360
‫وای خدایا! چقدر بامزه‌ست! بامزه نیست؟

00:01:56.360 --> 00:01:57.780
‫خیلی بامزه‌ست

00:01:57.780 --> 00:01:59.490
‫مرسی

00:02:00.030 --> 00:02:02.780
‫خب حالا مرحله‌ی بعدیِ
‫برنامه‌ریزیِ مراسم ازدواج ویل چیه؟

00:02:02.780 --> 00:02:04.870
‫کارهای حوصله‌سربر

00:02:04.870 --> 00:02:07.290
‫مثل شراب تست کردن و تالار پیدا کردن

00:02:07.290 --> 00:02:10.460
‫ولی نمی‌دونم بازم منو بخوان یا نه
‫چون جنا دلِ خوشی ازم نداره

00:02:10.460 --> 00:02:12.080
‫آخه حق هم داره

00:02:12.090 --> 00:02:15.880
‫تو و نامزدش وسطِ جشن نامزدی غیب‌تون زده بود

00:02:16.800 --> 00:02:18.880
‫- تو طرفِ کی هستی؟
‫- جنا. من حرفِ زن‌ها رو باور می‌کنم

00:02:18.880 --> 00:02:21.720
‫خیلی‌خب. خودِ ویل گفت بریم

00:02:21.720 --> 00:02:23.510
‫من همش می‌خواستم برش گردونم

00:02:23.510 --> 00:02:26.310
‫این تیکه‌اش رو نمی‌دونستم.
‫باشه پس همه‌چی ردیفـه.

00:02:26.310 --> 00:02:28.140
‫من و جنا هنوز اصلاً
‫درست همدیگه رو نمی‌شناسیم

00:02:28.140 --> 00:02:31.270
‫فقط باید باهم رفیق بشیم
‫تا رفاقت من و ویل سرجاش بمونه

00:02:31.270 --> 00:02:33.060
‫- خیلی ساده‌ست
‫- دست بردار!

00:02:33.070 --> 00:02:35.650
‫عمراً بتونی با جنا صمیمی بشی

00:02:35.650 --> 00:02:38.440
‫باشه، خودم می‌دونم. ولی دلیل
‫نمیشه نتونه از اون رفیق‌هایی بشه

00:02:38.450 --> 00:02:40.490
‫که مدام قرار می‌ذارید مشروب بخورید،
‫ولی هیچ‌وقت جور نمیشه

00:02:40.490 --> 00:02:43.990
‫خیلی‌خب. نقشه‌ی خوبیـه. توقعت رو بیار پایین

00:02:43.990 --> 00:02:45.240
‫خیلی پایین

00:02:45.950 --> 00:02:48.080
‫- خوبی؟
‫- نـ... نـه!

00:02:48.080 --> 00:02:51.120
‫چی بگم والا. اون بچه دیگه شورش رو
در آورده. هر کی هست. اسمش چیـه؟

00:02:51.120 --> 00:02:55.170
‫خیلی‌خب، آروم بگیر. این بازی‌ها
‫کاملاً طبیعیـه. پسرت صرفاً پخمه‌ست.

00:02:56.590 --> 00:03:00.720
‫در واقع جانی ۶۶ قصد داره چند
‫شعبه بار رستوران توی کشور بزنه

00:03:00.720 --> 00:03:02.550
‫و این اولین شعبه‌اشـه. قشنگـه، نه؟

00:03:02.550 --> 00:03:04.050
‫اسمی براش انتخاب کردید؟

00:03:04.050 --> 00:03:07.270
‫بله. شرکت یه اسم انتخاب کرده

00:03:07.270 --> 00:03:09.600
‫مخفف جانی ۶۶ئـه

00:03:09.600 --> 00:03:11.270
‫اسمش شده «جی ۶»

00:03:13.230 --> 00:03:15.860
‫اسمش منو یادِ یه چیزی می‌اندازه

00:03:15.860 --> 00:03:17.940
‫من که نمی‌تونم تصور کنم یادِ چی میفتی

00:03:17.940 --> 00:03:21.320
‫ظاهراً این اسم توی تست‌ها خیلی
‫پرطرفدار بوده. اسمشم توی ذهن می‌مونه.

00:03:21.320 --> 00:03:22.570
‫شما رو نمی‌دونم

00:03:22.570 --> 00:03:24.070
‫- ولی منو یاد ۶ ژانویه می‌اندازه
‫ - آره

00:03:24.070 --> 00:03:26.660
‫منم اونجا بودم ولی فقط چون
‫رفته بودم دیدنِ خانواده‌ام

00:03:26.660 --> 00:03:29.260
‫(اشاره به حمله ۶ ژانویه به
‫ساختمان کنگره‌ی ایالات متحده آمریکا)

00:03:26.660 --> 00:03:29.580
‫یهو به خودم اومدم و دیدم وسط
‫شلوغی‌هام و رسیدم دمِ ساختمان کنگره

00:03:29.580 --> 00:03:30.830
‫انصافاً ساختمون قشنگی بود

00:03:31.580 --> 00:03:33.080
‫بهتره این ماجرا رو جایی تعریف نکنی

00:03:33.080 --> 00:03:34.170
‫پیرهنم رو در آوردم

00:03:36.090 --> 00:03:38.500
‫بگذریم، واقعاً بهت افتخار می‌کنم ویل

00:03:38.510 --> 00:03:41.970
‫ایول داری! اینجا رو ببین!
‫خودت داری اینجا رو می‌چرخونی

00:03:41.970 --> 00:03:43.890
‫رسماً یه خانم‌رئیسِ تمام‌عیار شدی

00:03:43.890 --> 00:03:46.140
‫آره. واقعاً همین‌طوره

00:03:46.140 --> 00:03:49.350
‫دیگه حالم داشت از اون فازِ هنریِ بون ایوریت
‫به هم می‌خورد

00:03:49.350 --> 00:03:53.270
‫ولی واقعاً پیشرفت کردی و الان
‫یه‌پا سرمایه‌دارِ خوک‌صفتِ جیگر شدی

00:03:53.270 --> 00:03:54.730
‫- و باهات حال می‌کنم
‫- مرسی رفیق

00:03:54.730 --> 00:03:57.940
‫خودمم تعجب کردم که
‫از کار کردن توی یه شرکت بزرگ خوشم اومده

00:03:57.940 --> 00:03:59.570
‫- دادا، جنا واقعاً یه پله آورده‌تت بالا
‫- آره

00:03:59.570 --> 00:04:01.070
‫- اصلاً انگار یه آدمِ دیگه شدی
‫- مرسی

00:04:01.070 --> 00:04:03.280
‫حالا بعدِ اتفاقاتِ جشن
‫نامزدی‌تون، آروم‌تر شده

00:04:03.280 --> 00:04:04.740
‫یا هنوز از دستِ تو و سیلویا کفریـه؟

00:04:04.740 --> 00:04:08.240
‫نه، راستش اصلاً حرفشم نزد.
‫فکر کنم قضیه کامل حل شده.

00:04:08.240 --> 00:04:09.830
‫آره بابا! زن‌ها دقیقاً همین‌جورین!

00:04:09.830 --> 00:04:11.410
‫خیلی راحت همه‌چی رو فراموش می‌کنن!

00:04:11.410 --> 00:04:13.370
‫- اصلاً کینه‌ای نیستن!
‫- نه بابا، چرت نگو!

00:04:13.370 --> 00:04:16.080
‫سیلویا و جنا چشمِ دیدنِ همدیگه رو ندارن.
‫شک نکن آخرش گیس و گیس‌کشی میشه.

00:04:16.830 --> 00:04:20.090
‫شر درست نکنید‌ ها!

00:04:20.090 --> 00:04:22.130
‫دادا، سیلویا خودش برنامه‌ی
‫جشن نامزدیت رو چید

00:04:22.130 --> 00:04:24.180
‫و بعد تو رو از وسط مهمونی قاپ زد
‫و اصلاً به جشنت نرسیدی

00:04:24.180 --> 00:04:26.430
‫قبول کن که سیلویا همیشه
‫توی رابطه‌های عاشقانه‌ات

00:04:26.430 --> 00:04:28.140
‫یه گندی بالا آورده

00:04:28.140 --> 00:04:31.020
‫هردومون سر جریان جشن نامزدی
‫به یه اندازه مقصریم

00:04:31.520 --> 00:04:33.328
‫ولی اگه اصلاً سیلویایی در کار نبود،
‫بازم این اتفاق می‌افتاد؟

00:04:38.110 --> 00:04:39.190
‫خیلی‌خب، باشه

00:04:39.190 --> 00:04:44.030
‫خودمم خیلی نگرانم و نمی‌خوام سیلویا و جنا
‫زیاد پیشِ هم باشن

00:04:44.030 --> 00:04:47.160
‫من می‌دونم باید چیکار کنی، خب؟
‫اصلاً نذار با هم حرف بزنن

00:04:47.160 --> 00:04:51.200
‫نذار حتی دور و بر هم باشن
‫مگه اینکه بخواید تریسام بزنید

00:04:51.200 --> 00:04:53.250
‫ایول. نصیحت به‌جایی بود. دمت گرم

00:04:53.250 --> 00:04:55.670
‫رابطه‌ی بین جنا و سیلویا
‫باید برای همیشه قطع بشه

00:04:55.670 --> 00:04:58.540
‫آخه چی کُس میگی؟
‫سیلویا مسئول برنامه‌ریزی مراسم ازدواجمـه

00:04:58.540 --> 00:05:02.420
‫جواب سربالا بده. مثلاً بگو:
‫«آره، صددرصد در آینده همدیگه رو می‌بینیم...

00:05:02.420 --> 00:05:04.590
‫حالا ببینیم چی میشه.»
‫و دیگه پیگیرش نشو.

00:05:04.590 --> 00:05:06.720
‫- دیگه پیگیر نشو
‫- دقیقاً

00:05:06.720 --> 00:05:09.300
‫اگه واسه مراسم‌تون دنبال یکی دیگه هستید،
‫من پایه‌ام

00:05:09.300 --> 00:05:11.430
‫البته اگه دنبالِ یه گزینه‌ی
‫جوون‌تر و امروزی‌تر هستید

00:05:11.430 --> 00:05:15.020
‫همین تازگیا مسترکلاسِ گل‌آراییِ
‫جنیفر گارنر رو رفتم

00:05:15.020 --> 00:05:16.560
‫وای من عاشقِ فیلم «روز بله‌گویی‌»ام

00:05:17.150 --> 00:05:18.350
‫چقدر این بنر تخمیـه

00:05:18.360 --> 00:05:19.940
‫مگه نگفتم این آشغال رو نزنید به دیوار؟

00:05:19.940 --> 00:05:21.820
‫«قلب آبجوفروشی، روحِ آمریکایی»؟

00:05:21.820 --> 00:05:23.780
‫اصلاً یعنی چی؟ خیلی کسشعره، نه؟

00:05:23.780 --> 00:05:25.860
‫- آره، جالب نیست
‫- من فیلسوف نیستم

00:05:25.860 --> 00:05:29.410
‫ولی قلبِ آبجوفروشی همون آبجوشـه

00:05:30.030 --> 00:05:31.950
‫میگما، یه سر به لاکی پنی هم بزن

00:05:31.950 --> 00:05:36.040
‫آخرِشب‌ها یه بازی پوکر غیرقانونیِ وی‌آی‌پی
‫برگزار می‌کنم

00:05:36.040 --> 00:05:38.620
‫تازه می‌دونی اسمش چیه؟
‫«بازی رجی»

00:05:38.630 --> 00:05:40.080
‫اگه خواستی رمز ورود رو برات می‌فرستم

00:05:40.090 --> 00:05:41.460
‫رمزش «وینی چیس»ـه؟

00:05:42.380 --> 00:05:44.010
‫نه بابا. چی میگی واسه خودت؟

00:05:44.010 --> 00:05:46.420
‫- پس همینـه! پشمام! با اولین حدس گفتمش
‫- کی لو داده بود؟

00:05:46.430 --> 00:05:48.590
‫ولی خدایی پاشو بیا. جمعه ساعت نه و نیم

00:05:48.590 --> 00:05:51.140
‫آره، صددرصد در آینده همدیگه رو می‌بینیم!

00:05:51.140 --> 00:05:52.810
‫- از الان داری تمرین می‌کنی
‫- بفرما!

00:05:52.810 --> 00:05:55.180
‫- آره، جواب میده. خوبه
‫- خدایی جوابـه

00:05:55.180 --> 00:05:56.770
‫- یه لحظه باورم شد که راست میگی
‫- می‌دونم

00:05:56.770 --> 00:05:57.940
‫- به همین راحتی
‫- به نظر کار درستیـه

00:06:00.400 --> 00:06:04.360
‫این یکی طعم آجیل، خزه و یکم خاک داره

00:06:06.280 --> 00:06:09.030
‫بهتر نیست صبر کنیم جنا بیاد
‫و بعد تصمیم بگیریم؟

00:06:09.700 --> 00:06:10.530
‫امروز نمی‌تونه بیاد

00:06:11.120 --> 00:06:12.200
‫چرا؟ مگه چی شده؟

00:06:12.200 --> 00:06:15.410
‫توی سن دیگو کاری براش پیش اومد.
‫خودشم خیلی ناراحت بود.

00:06:15.410 --> 00:06:18.790
‫گفت: «ویل، کاش
‫می‌تونستم بیام ولی نمی‌تونم.»

00:06:18.790 --> 00:06:21.790
‫باشه ولی ربطی به ماجرای جشن نامزدی نداشت؟

00:06:21.790 --> 00:06:24.000
‫یعنی اصلاً به نظر کلافه نبود...

00:06:24.000 --> 00:06:26.300
‫نه بابا. نه. همه‌چی ردیفـه

00:06:26.300 --> 00:06:29.300
‫فقط براش سخته وسط هفته بیاد لس آنجلس

00:06:29.300 --> 00:06:30.380
‫چون مدیر عاملـه و این داستانا

00:06:30.390 --> 00:06:33.350
‫واقعاً دلم می‌خواد یه قدمی بردارم
‫که رفاقتی بین‌مون شکل بگیره

00:06:33.350 --> 00:06:34.720
‫- سوای رفاقتم با تو
‫- چرا که نه

00:06:34.720 --> 00:06:36.520
‫- این موضوع خیلی برام مهمـه
‫- اونم خیلی خوشحال میشه

00:06:36.520 --> 00:06:38.770
‫- پس خودم بهش زنگ می‌زنم
‫- حالا لازم نیست

00:06:38.770 --> 00:06:40.770
‫بازم همدیگه رو می‌بینید و گپ می‌زنید

00:06:40.770 --> 00:06:44.690
‫وقتی مجبوره به بقیه بگه سرش شلوغـه
‫و نمی‌تونه بیاد، عذاب وجدان می‌گیره

00:06:44.690 --> 00:06:47.780
‫ولی به مرور زمان، در آینده‌ی نزدیک

00:06:47.780 --> 00:06:48.950
‫- باهم وقت می‌گذرونید
‫- باشه

00:06:48.950 --> 00:06:51.490
‫آره خلاصه خیلی ناراحت شد که
‫توی سن دیگو کار براش پیش اومد

00:06:52.620 --> 00:06:53.450
‫آهان

00:06:53.450 --> 00:06:55.700
‫لس آنجلس اومدن همیشه کیف میده!

00:06:56.290 --> 00:06:59.160
‫پس ظاهراً جنا لس آنجلسـه

00:06:59.160 --> 00:07:03.330
‫اینم از مدیرعامل پرمشغله‌ای که
‫برای رفیق‌های ویل وقت نداره

00:07:03.340 --> 00:07:06.420
‫حالا چرا اینستاگرامش رو چک می‌کنی؟
‫صدف‌گشایی

00:07:06.420 --> 00:07:07.670
‫- الیوت
‫- صدف‌گشایی؟

00:07:07.670 --> 00:07:09.050
‫- بله
‫- آخه ویل گفته بود

00:07:09.050 --> 00:07:11.390
‫جنا سن دیگو مونده.
‫همچین دروغِ گنده‌ای بهم گفته.

00:07:11.890 --> 00:07:13.760
‫خب گمونم دقیقه نودی نظرش عوض شده

00:07:13.760 --> 00:07:16.010
‫نه، نه. اصلاً هم از این خبرا نیست. نگاه کن

00:07:16.411 --> 00:07:17.711
‫(یکی از داوران امریکن آیدل و
‫عضو هیئت داوران رقصنده‌ی نقابدار)

00:07:16.010 --> 00:07:17.770
‫دارن خوش می‌گذرونن

00:07:17.770 --> 00:07:19.770
‫- پائولا عبدل
‫- پائولا عبدل

00:07:19.770 --> 00:07:21.850
‫ببین اصلاً نمی‌دونم چرا برات مهمـه

00:07:21.850 --> 00:07:24.270
‫تو که از لاکی پنی خوشت نمیاد.
‫پس چرا ناراحتی؟

00:07:24.270 --> 00:07:26.900
‫از این ناراحتم که اگه نتونم با جنا دوست بشم

00:07:26.900 --> 00:07:29.320
‫پس دیگه رفاقتم با ویل تمومـه

00:07:29.320 --> 00:07:31.030
‫این‌جوری نیست. رفاقت‌تون سرجاشـه

00:07:31.030 --> 00:07:32.820
‫اتفاقاً دفعه قبل که ازدواج کرد،
‫همین‌جوری شد

00:07:32.820 --> 00:07:35.660
‫نمی‌خوام دوباره از دستش بدم.
‫ویل از رفیق‌های قدیمیمـه.

00:07:35.660 --> 00:07:38.450
‫اگه الان بخوام یه دوستِ جدید پیدا کنم،
‫۲۵ سال طول می‌کشه

00:07:38.450 --> 00:07:41.290
‫تا به صمیمیتی که با ویل دارم، برسیم

00:07:41.290 --> 00:07:43.580
‫و تا اون موقع دیگه مُرده‌ام و اصلاً مهم نیست

00:07:43.580 --> 00:07:45.340
‫مهم نیست. آره

00:07:45.960 --> 00:07:48.210
‫عزیزم یکم توجه کن. این قضیه خیلی مهمـه

00:07:48.210 --> 00:07:51.470
‫هر چی سن‌مون بالاتر میره،
‫ارزش دوست‌های قدیمی‌مون بیشتر میشه

00:07:51.470 --> 00:07:52.550
‫باشه. اصلاً می‌دونی چیه؟

00:07:52.550 --> 00:07:56.470
‫به نظرم ویل صرفاً دوباره به
‫خاطر نامزد جدیدش هیجان داره

00:07:56.470 --> 00:07:58.810
‫دیر یا زود هم با جنا جور میشی

00:07:58.810 --> 00:08:01.270
‫صبر کن. رفاقتتون به مرور شکل می‌گیره

00:08:01.270 --> 00:08:03.600
‫معادل فرانسوی هشت حرفی
‫برای توشی (=باسن)

00:08:04.100 --> 00:08:05.100
‫«دِریِر»

00:08:05.110 --> 00:08:06.560
‫- دِریِر
‫- بله

00:08:06.570 --> 00:08:07.650
‫- ایول!
‫- اشتباه می‌کنی

00:08:07.650 --> 00:08:10.320
‫هر وقت ویل با کسیـه،
‫دوستی‌مون خراب میشه

00:08:10.320 --> 00:08:11.820
‫میشه راهنماییم کنی؟

00:08:11.820 --> 00:08:14.240
‫- تو رو خدا بگو چیکار کنم
‫- عزیزم، فقط یه کار لازمـه

00:08:14.240 --> 00:08:16.910
‫اینکه هیچ کاری نکنی.
‫خودش درست میشه.

00:08:16.910 --> 00:08:19.580
‫- فعلاً بذار به حالِ خودشون باشن
‫- باشه. راست میگی

00:08:19.580 --> 00:08:20.950
‫دیگه حساس نمیشم

00:08:20.950 --> 00:08:24.880
‫دقیقاً. حساس نشو. حساس نشو

00:08:25.830 --> 00:08:28.800
‫الان بذار...
‫ایول! بخشِ «دیلی دابل»

00:08:31.090 --> 00:08:32.880
‫روی چی شرط ببندیم، جسیپا؟

00:08:33.630 --> 00:08:35.220
‫چی؟! گفتم نیارش توی تخت!

00:08:35.220 --> 00:08:37.010
‫- گفته بودم نیاریش!
‫- چی میشه مگه؟

00:08:37.010 --> 00:08:39.600
‫- دوست داره جای گرم و نرم باشه. چیزی نشده
‫- فکرشم نکن!

00:08:39.600 --> 00:08:41.470
‫کجا رفت؟ وایسا ببینم، کجا رفت؟

00:08:41.480 --> 00:08:42.890
‫نه، جیغ نزن. جیغ نزن

00:08:42.890 --> 00:08:46.150
‫جسیپا، جسیپا، کجا رفتی؟ جسیپا؟

00:08:47.560 --> 00:08:49.530
‫ببین منو! آروم باش! آروم...

00:08:50.030 --> 00:08:50.980
‫جسیپا؟

00:08:53.650 --> 00:08:57.740
‫سلام، پنگوئنم. برای ساعت
‫هفت و نیم میز رزرو کردم...

00:08:57.740 --> 00:09:01.290
‫سیلویا؟ سلام، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:09:01.290 --> 00:09:02.950
‫سلام ویلیام. کار و بار چطور بود؟

00:09:02.960 --> 00:09:08.000
‫عالی بود. یه سر رفته بودم جی ۶.
‫همه‌چیز خیلی خوب پیش میره.

00:09:09.170 --> 00:09:10.290
‫شما دخترا چیکارا کردید؟

00:09:10.300 --> 00:09:12.510
‫همه‌چی عالیـه.
‫چندتا گزینه برای اجاره رو نگاه کردیم.

00:09:13.090 --> 00:09:14.840
‫آره این دفترچه‌ها لیست کل ملک‌ها رو دارن

00:09:14.840 --> 00:09:18.340
‫و گفتم باهم مرورش کنیم،
‫کار سریع‌تر پیش میره

00:09:18.350 --> 00:09:20.140
‫- تا ایمیل بزنیم
‫- آره

00:09:20.140 --> 00:09:21.970
‫کلی موردهای قشنگ اینجا هست

00:09:21.970 --> 00:09:24.020
‫سیلویا اونایی که خیلی دوست دارم رو
‫جدا می‌کنه و بهت میده

00:09:24.020 --> 00:09:26.770
‫ایول. سیلویا می‌خوای همراهت بیام پایین

00:09:26.770 --> 00:09:28.980
‫و کمکت کنم تأییدیه پارکینگت رو ردیف کنی؟
‫یکم قلق داره

00:09:28.980 --> 00:09:32.110
‫نه. هنوز کلی کار مونده. پس، نه

00:09:32.110 --> 00:09:33.940
‫وای یه لحظه ببخشید

00:09:33.940 --> 00:09:36.110
‫- باید جواب بدم
‫- مشکلی نیست

00:09:37.950 --> 00:09:39.740
‫اوه، لا لا!

00:09:47.170 --> 00:09:48.830
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

00:09:48.830 --> 00:09:53.050
‫کارم رو انجام میدم. نگفته
‫بودم با جنا قرار گذاشتم؟

00:09:53.050 --> 00:09:54.210
‫خیلی بامزه بود!

00:09:54.210 --> 00:09:56.300
‫دیگه اوضاع‌مون داره شبیه

00:09:56.300 --> 00:09:57.430
‫فیلم «جذابیت مرگبار» میشه

00:09:57.430 --> 00:09:59.090
‫چرا نمی‌ذاری بیام جنا رو ببینم؟

00:09:59.090 --> 00:10:02.390
‫شاید به خاطر اینکه توی
‫تمام رابطه‌هام دخالت می‌کنی

00:10:03.060 --> 00:10:04.310
‫منظورت چیه؟

00:10:04.310 --> 00:10:06.730
‫منظورم اینه که اصلاً دستِ خودت نیست.
‫عین یه مکانیک می‌مونی.

00:10:06.730 --> 00:10:09.150
‫میری زیر کاپوت و یهو
‫یه عالمه مشکل پیدا می‌کنی

00:10:09.150 --> 00:10:11.360
‫- که قبلاً خبری ازشون نبوده
‫- قضیه چیه؟ به خاطر هاناست؟

00:10:11.360 --> 00:10:13.770
‫- واسه اینـه؟ نتونستی فراموشش کنی؟
‫- الانم داری همون کار رو می‌کنی

00:10:13.780 --> 00:10:16.900
‫بحث منم همینـه. به نظرم همه موافق باشن

00:10:16.900 --> 00:10:19.530
‫که اگه شما دوتا، ‫تا آخر عمرتون

00:10:19.530 --> 00:10:22.490
‫هیچ ارتباطی باهم نداشته باشین،
‫همه‌چی درست شه

00:10:22.490 --> 00:10:24.200
‫این احمقانه‌ترین حرفیـه که به عمرم شنیدم

00:10:24.200 --> 00:10:26.410
‫نمی‌دونم باهات دوست باشم
‫و هیچ ارتباطی با زنت نداشته باشم

00:10:26.410 --> 00:10:28.410
‫چرا نمیشه؟
‫به نظر من که خیلی واضح و ساده‌ست

00:10:28.420 --> 00:10:31.210
‫اینم من باید برات توضیح بدم؟
‫دیدی که توی مهمونی چه رفتاری کرد

00:10:31.210 --> 00:10:33.340
‫معلوم بود ناراحت شده که دوتایی رفتیم بیرون

00:10:33.340 --> 00:10:35.250
‫ناراحت نشد. اصلاً حرفشم نزد

00:10:35.260 --> 00:10:37.090
‫- فکرشم نمی‌کنه
‫- وای از دستِ تو

00:10:37.090 --> 00:10:39.470
‫منم زنم و می‌فهمم هنوز به خاطرش ناراحتـه

00:10:39.470 --> 00:10:42.470
‫- نمی‌خواد منو زن‌فهم کنی
‫- پاش بیفته کل روز زن‌فهمت می‌کنم

00:10:42.470 --> 00:10:44.140
‫تو اصلاً نمی‌خواد چیزی رو برای کسی توضیح بدی

00:10:44.140 --> 00:10:46.310
‫می‌دونی اگه نذاری من و جنا
‫همدیگه رو ببینیم، چی میشه؟

00:10:46.310 --> 00:10:48.430
‫فکر می‌کنه داری پنهون‌کاری می‌کنی
‫و از من بیزار میشه

00:10:48.440 --> 00:10:49.810
‫و رفاقت‌مون تموم میشه

00:10:49.810 --> 00:10:52.020
‫یکم شلوغش نمی‌کنی؟

00:10:52.020 --> 00:10:53.900
‫بعید می‌دونم. آخه دوباره داری ازدواج می‌کنی

00:10:53.900 --> 00:10:55.360
‫اگه این دفعه بخوایم
‫به رفاقت‌مون ادامه بدیم

00:10:55.360 --> 00:10:57.990
‫باید بریم سراغِ کارهای متعارف و بزرگسالانه

00:10:57.990 --> 00:10:59.780
‫مثل دورهمی چهارنفره و شام و این مزخرفات

00:10:59.780 --> 00:11:02.450
‫باشه. دردت دورهمی چهار نفره‌ست؟

00:11:02.450 --> 00:11:05.330
‫- پس برنامه‌اش رو بچینیم
‫- بی‌صبرانه منتظرم. فردا شب

00:11:05.330 --> 00:11:07.330
‫- این هم از برنامه‌ی کوفتیش
‫- بدجوری پایه‌ام

00:11:07.330 --> 00:11:08.870
‫عالیـه. هفت شب. خونه‌ی من

00:11:08.870 --> 00:11:11.870
‫عالی. هفت شب خونه‌ی شما.
‫شام چهار نفره، آماده باش که اومدیم.

00:11:11.880 --> 00:11:13.630
‫جنا محدودیت غذایی داره؟

00:11:13.630 --> 00:11:15.960
‫خودش میگه به گلوتن حساسیت داره ولی
‫دروغ میگه

00:11:15.960 --> 00:11:18.710
‫- خب من الان چیکار کنم؟
‫- همون کاری که من می‌کنم، ولش کن

00:11:18.720 --> 00:11:20.260
‫- عالیـه
‫- قبولش کن

00:11:20.260 --> 00:11:21.470
‫- که اینطور
‫- سلام!

00:11:21.470 --> 00:11:23.850
‫- سلام
‫- سلام. تماس کاریت چطور بود؟

00:11:25.600 --> 00:11:28.640
‫خوبـه. ببین پنگوئنم،
‫فردا شب خونه‌شون شام دعوتیم.

00:11:28.640 --> 00:11:30.310
‫من عاشق شام چهار نفره‌ام

00:11:30.810 --> 00:11:31.810
‫کیـه که نباشه؟

00:11:32.480 --> 00:11:33.690
‫من گلوتن نمی‌خورم

00:11:35.860 --> 00:11:38.150
‫عالیـه. فقط خودمون چهارتا

00:11:38.150 --> 00:11:39.570
‫- آره. بی‌صبرانه منتظرم
‫- عالیـه

00:11:40.450 --> 00:11:42.530
‫وای! سنگ‌ تموم گذاشتی!

00:11:42.530 --> 00:11:44.070
‫آخه می‌خوام شبِ خاصی باشه

00:11:44.070 --> 00:11:47.370
‫اولین قرار چهارنفره‌مونـه و
‫ویل میگه به نظرش تأثیری نداره

00:11:47.370 --> 00:11:50.250
‫می‌خوام بهش ثابت کنم چهار نفری
‫خیلی هم بهمون خوش می‌گذره

00:11:50.250 --> 00:11:52.000
‫و ویل داره چرت و پرت میگه

00:11:52.000 --> 00:11:54.460
‫خب، خوشحالم که به حرفم گوش دادی
‫و حساس نشدی!

00:11:54.460 --> 00:11:57.000
‫بیا یه کاناپ بخور و
‫بذار به کارم برسم. باشه؟

00:11:57.000 --> 00:11:58.210
‫خیلی‌خب. باشه

00:12:01.180 --> 00:12:02.470
‫خیلی‌خب

00:12:02.470 --> 00:12:04.010
‫می‌خوای با ظرفِ غذا بری دم در؟

00:12:05.470 --> 00:12:06.640
‫- سلام!
‫- سلام

00:12:06.640 --> 00:12:08.510
‫- سلام علیکم! حال شما؟
‫- سلام. خوش اومدید. حالتون خوبـه؟

00:12:08.520 --> 00:12:10.930
‫- به‌به، سلام
‫- سلام، خوشحالم از دیدنتون

00:12:10.930 --> 00:12:12.730
‫- بفرمایید
‫- اینو نگاه

00:12:12.730 --> 00:12:14.650
‫- ممنونم. اینجا رو. مرسی
‫- کاری نکردم

00:12:14.650 --> 00:12:16.400
‫- مرسی بابت امشب
‫- این چه حرفیـه

00:12:16.400 --> 00:12:18.520
‫- چه خوب که بالاخره قسمت شد
‫- واقعاً!

00:12:18.530 --> 00:12:20.360
‫چرا تا حالا دورِ هم جمع نشدیم؟

00:12:20.360 --> 00:12:22.200
‫خب، اولاً که ما خونه‌وزندگی‌مون
‫توی یه شهرِ دیگه‌ست

00:12:22.200 --> 00:12:23.410
‫ثانیاً، ایشون همش درگیر کاره

00:12:23.990 --> 00:12:25.910
‫تو خودت هم که
‫بیست‌چهاری سرِ کاری، ویلیام‌خان

00:12:25.910 --> 00:12:28.120
‫- واقعاً
‫- چارلی هم خیلی کار می‌کنه

00:12:28.120 --> 00:12:29.080
‫وکالت می‌کنه

00:12:29.580 --> 00:12:31.450
‫بله، جنابعالی خودت هم تو زمینه‌ی کاری

00:12:31.460 --> 00:12:32.870
‫همچین کم نمیاری، عزیزم

00:12:37.170 --> 00:12:38.420
‫قطع به یقین هممون زیاد کار می‌کنیم

00:12:38.420 --> 00:12:40.550
‫- آره
‫- آره، بزرگسالی همینـه دیگه

00:12:40.550 --> 00:12:43.260
‫آره، توی جون‌کَندن و
‫انجام کارهای بیخود خلاصه میشه

00:12:43.260 --> 00:12:46.600
‫خب، این در مورد تو صِدق نمی‌کنه.
‫آخه آبجو تموم زندگیتـه.

00:12:47.180 --> 00:12:48.350
‫درستـه. واقعاً

00:12:48.970 --> 00:12:49.970
‫آره

00:12:49.970 --> 00:12:52.810
‫- فوکاچای بدون گلوتن می‌خوری؟
‫- الان؟

00:12:53.310 --> 00:12:55.850
‫- بله. بفرمایید تو! یه نوشیدنی بزنیم
‫- آره

00:12:55.850 --> 00:12:58.360
‫- آره، بریم
‫- بریم شراب بریزم براتون

00:12:58.360 --> 00:13:00.030
‫واسه امشب باید از چند تا قانون پیروی کنیم

00:13:00.530 --> 00:13:02.610
‫- توی خونه‌ی خودم برام قانون میذاری؟
‫- بله، شک نکن

00:13:02.610 --> 00:13:04.530
‫نبینم حرفی از رابطه‌های قدیمیم بکِشی وسط

00:13:04.530 --> 00:13:07.320
‫رو گذشته‌ی من قفلی نزن.
‫واسه من کارشناس‌بازی در نیار، خب؟

00:13:07.320 --> 00:13:08.950
‫کارشناس‌بازی دیگه چه صیغه‌ایـه؟!

00:13:08.950 --> 00:13:12.000
‫دقیقاً مثل همین الان که
‫درباره‌ی علاقه‌ام به آبجو نطق کردی

00:13:12.500 --> 00:13:14.750
‫- نطق؟
‫- انگار داشتم ویدیوی تِدتاک می‌دیدم، خب؟

00:13:14.750 --> 00:13:16.830
‫فقط فاز برندار که
‫انگار از زیر و بم زندگی من با خبری

00:13:16.830 --> 00:13:20.170
‫من همه چیزت رو می‌دونم،
‫اِلا اینکه چرا پنگوئنم خطاب می‌کنیش

00:13:20.170 --> 00:13:24.170
‫پنگوئن دوست داریم، خیلی نانازی‌ان.
‫خب؟ والسلام، نامه تمام.

00:13:24.840 --> 00:13:27.260
‫ضمناً، رو مخش هم نرو

00:13:27.260 --> 00:13:29.260
‫لطف کردی یادآوری کردی

00:13:29.260 --> 00:13:31.720
‫- چه اشکالی داره؟ گاهاً لازمـه
‫- من رو شرمنده کردی

00:13:32.220 --> 00:13:33.470
‫چقدر تدارک دیدید

00:13:33.480 --> 00:13:36.810
‫تو که با ویل هم‌دانشگاهی بودی،
بگو ببینم ‫اون‌موقع چطوری‌ها بود؟

00:13:37.520 --> 00:13:39.810
عین الانش بود

00:13:39.820 --> 00:13:40.900
‫آره

00:13:42.110 --> 00:13:43.320
‫از چه لحاظ؟

00:13:44.530 --> 00:13:47.700
‫نمی‌دونم. آخه خیلی سالـه که گذشته

00:13:47.700 --> 00:13:49.830
‫زیاد یادِ ایام نمی‌کنم

00:13:50.700 --> 00:13:52.870
‫من که کارشناس گذشته‌ی ویل نیستم

00:13:54.080 --> 00:13:55.660
‫خیلی‌خب، بچه‌ها

00:13:55.660 --> 00:13:58.540
‫قول میدم کل شب با
‫جزئیات عروسی خسته‌تون نکنم، ولی...

00:13:59.290 --> 00:14:02.040
کالسکه‌ی با اسب سفید به کجا رسید؟

00:14:02.050 --> 00:14:04.970
‫یعنی ویل قراره سوار بر اسب سپید بیاد؟

00:14:09.300 --> 00:14:11.890
‫ببخشید، من نمی... راستش،
‫اولین باره دارم در موردش می‌شنوم

00:14:11.890 --> 00:14:14.350
‫نه، والا حقیقت نداره.
‫راجع‌بهش صحبت کردیم.

00:14:14.350 --> 00:14:17.640
‫قطعاً که در موردش صحبت کردیم،
‫آخه صدر لیست اولویت‌هامونـه

00:14:17.640 --> 00:14:18.980
‫همین که...

00:14:19.690 --> 00:14:22.820
‫قراره با کالسکه و اسب از مراسم بریم

00:14:24.230 --> 00:14:25.400
‫با، چیز...

00:14:26.820 --> 00:14:29.320
‫اون لحظه کبوتر هوا می‌کنیم و
‫بقیه گل میندازن سمت‌مون و

00:14:29.320 --> 00:14:32.370
‫یه سری‌ها هم قراره
‫از اون شیپورهای دراز که

00:14:32.370 --> 00:14:34.790
‫پرچم ازشون آویزونـه، بنوازن.
‫بگی‌نگی شبیه قصه‌ی سیندرلاست.

00:14:34.790 --> 00:14:36.700
‫عینهو سیندرلا دیگه.
‫یادمـه مطرحش کردم.

00:14:36.710 --> 00:14:38.500
‫شک ندارم، خب؟
‫قشنگ داشتی تو دهنم رو نگاه می‌کردی

00:14:38.500 --> 00:14:41.460
‫ولی هر از گاهی از این کارها می‌کنی که
‫نگاهت به طرفتـه ها،

00:14:41.460 --> 00:14:42.630
‫اما فکر و ذکرت جای دیگه‌ست

00:14:47.760 --> 00:14:49.930
‫- شاید
‫- یه چیزی بگم؟

00:14:51.090 --> 00:14:52.470
‫- راست میگی
‫- گفتم که

00:14:52.470 --> 00:14:55.890
‫تازه متوجه شدم. گند زدم.
‫تو این یه مورد کوتاهی کردم.

00:14:55.890 --> 00:14:59.980
‫شرمنده واقعاً. اینقدر برنامه‌ زیاده که
‫این یکی رو پاک یادم رفت

00:14:59.980 --> 00:15:03.060
‫من یه ترفند ساده بلدم که
‫باعث میشه چیزی سرکار فراموشم نشه

00:15:03.070 --> 00:15:04.440
‫چی هست؟

00:15:05.320 --> 00:15:06.780
‫همه چی رو یادداشت می‌کنم

00:15:10.820 --> 00:15:12.120
‫بدون استثناء

00:15:13.950 --> 00:15:18.660
‫حتماً یادداشت می‌کنم. می‌نویسم که
‫باید همه چی رو یادداشت کنم.

00:15:18.660 --> 00:15:20.580
‫ایول، عالیـه

00:15:20.580 --> 00:15:22.750
‫هوشمندانه‌ست

00:15:25.550 --> 00:15:27.550
‫- ممنون. بله، ممنون
‫- خواهش می‌کنم

00:15:28.050 --> 00:15:29.970
‫ای خدا، دیدی چه راحت منو فروخت؟!

00:15:29.970 --> 00:15:32.010
‫عین خیار فروختت

00:15:32.010 --> 00:15:34.510
محالـه یه همچین حرکت ضایعی رو یادم بره

00:15:34.510 --> 00:15:36.560
‫خب، خوبـه که پِی‌اش رو نگرفتی

00:15:36.560 --> 00:15:37.770
‫یادداشتش می‌کنم و مرض

00:15:37.770 --> 00:15:39.310
‫آره، یکم زیاده‌روی کرد

00:15:39.310 --> 00:15:43.400
‫عمراً اگه بخواد با کالسکه و اسب از
‫مراسم بره، قبول داری؟

00:15:43.400 --> 00:15:44.610
‫ویل از این کارها خوشش نمیاد

00:15:44.610 --> 00:15:47.150
‫والا دل که منطق سرش نمیشه

00:15:47.150 --> 00:15:49.190
‫به من چه اصلاً. حس می‌کنم
‫دیگه هیچوقت دور هم جمع نمیشیم و

00:15:49.190 --> 00:15:51.490
‫کم‌کم من و ویل هم
‫از همدیگه فاصله می‌گیریم

00:15:51.490 --> 00:15:55.280
‫آره، خب، بالاخره امشب تموم میشه،
‫همین خودش غنیمتـه

00:15:56.030 --> 00:15:58.040
‫خیلی هیجان‌انگیزه که
‫قراره یه شعبه‌ی جدید باز کنید

00:15:58.040 --> 00:16:02.250
‫آره، خیلی دلم می‌خواد از نزدیک ببینم
‫ساز و کار جانی ۶۶ به چه صورتـه

00:16:02.250 --> 00:16:05.040
‫بخصوص اگه بخوام یه روزی
بار خودم رو باز کنم

00:16:05.040 --> 00:16:07.550
‫- خبرهاییـه؟
‫- بگی‌نگی، آره

00:16:07.550 --> 00:16:10.050
‫به نظرم برای ویل خوبـه که
‫یه هدفی رو دنبال کنه

00:16:10.050 --> 00:16:12.340
‫عیبی هم نداره اگه خیلی جدی نباشه

00:16:14.010 --> 00:16:15.640
‫آره، برام خوبـه

00:16:15.640 --> 00:16:17.890
‫نه، قصد بی‌احترامی نداشتم

00:16:17.890 --> 00:16:20.390
‫- همین‌جوری گفتم
‫- نه، بی‌احترامی چرا؟

00:16:20.390 --> 00:16:22.020
‫خوبـه که آدم هدفی داشته باشه که
‫جدی پیگیرش نباشه

00:16:22.020 --> 00:16:24.150
‫- الان تمرکزت به‌کُل روی جی۶ئـه
‫- آره، خوبـه

00:16:24.150 --> 00:16:25.900
‫- تمرکزم به‌کُل روی جی‌۶ئـه
‫- آره

00:16:28.070 --> 00:16:29.110
‫می‌فهمم

00:16:29.610 --> 00:16:31.110
‫شنیدم داری به ویل گلف یاد میدی

00:16:31.110 --> 00:16:33.360
‫آره، توی باشگاه تمرین می‌کنه

00:16:33.360 --> 00:16:34.610
‫- عجب
‫- اتفاقاً،

00:16:34.620 --> 00:16:36.570
‫- مِیو می‌خواد کلاس گلف بره
‫- راست میگه

00:16:36.580 --> 00:16:40.830
‫آره، آخریه‌ست، ولی اصلاً اهل ورزش نیست و
‫کلی وسیله‌ی ورزشی داریم

00:16:40.830 --> 00:16:43.000
‫آره، توی ۱۸ ماهگی راه افتاد

00:16:43.000 --> 00:16:44.790
‫چون به خودش زحمت نمی‌داد، پس...

00:16:44.790 --> 00:16:47.630
‫- دقیقاً
‫- من توی ۵ ماهگی راه افتادم

00:16:48.210 --> 00:16:50.380
‫- چی؟
‫- وایسا ببینم، جدی؟

00:16:50.380 --> 00:16:51.470
‫آره

00:16:52.260 --> 00:16:54.260
‫اولین باره دارم
‫همچین چیزی می‌شنوم

00:16:54.260 --> 00:16:56.010
‫چون اصلاً حقیقت نداره

00:16:56.010 --> 00:16:57.760
‫بین خانواده‌اش حکم افسانه رو داره و
‫دهن به دهن می‌چرخه

00:16:57.760 --> 00:16:59.510
‫که ایشون پنج ماهگی راه افتاده

00:16:59.520 --> 00:17:02.060
‫نه، افسانه نیست. واقعیـه

00:17:02.060 --> 00:17:05.100
‫حقیقت داره.
‫من پنج ماهگی راه افتادم.

00:17:05.100 --> 00:17:08.900
‫یه حقیقت جالب: من هم در بدو تولد
‫با جت‌اسکی از شیکم مامانم زدم بیرون

00:17:10.030 --> 00:17:12.240
‫آره، همین‌جوری که شما
‫سرگرم مزّه پروندنی

00:17:12.240 --> 00:17:16.160
‫باید بگم که، من یک سالم که بود،
‫پاتیناژ یاد گرفتم

00:17:16.700 --> 00:17:17.820
‫آره

00:17:17.820 --> 00:17:21.580
‫ببین، این افسانه‌ها رو
‫خانواده‌ات باب کردن،

00:17:21.580 --> 00:17:23.120
‫می‌گیری منظورم رو؟
‫هیچکدوم حقیقت ندارن

00:17:23.120 --> 00:17:26.170
‫نباید این خزئبلات رو جوری به بقیه بگی که
‫انگار واقعیت دارن

00:17:26.170 --> 00:17:27.630
‫خانواده‌ی من هم از این افسانه‌ها می‌سازن

00:17:27.630 --> 00:17:29.210
‫مثلاً می‌گفتن من تا شیش سالگی
‫پوشک پام می‌کردم

00:17:29.210 --> 00:17:31.210
‫نپوشیدم ها، ولی
‫خوشش میاد اینجوری بگه

00:17:31.210 --> 00:17:33.460
‫اینا افسانه نیستن.
‫به هرکول میگن افسانه.

00:17:33.470 --> 00:17:35.130
‫یا مثلاً موآنا

00:17:35.130 --> 00:17:38.930
‫در حالیکه همه‌ی اینا اتفاق افتادن و
‫من انجامشون دادم

00:17:38.930 --> 00:17:41.970
‫موآنا که انیمیشن پیکساره،
‫شما هم از این کارها نکردی

00:17:41.970 --> 00:17:43.980
‫اگه می‌کردی که الان
‫اسمت توی گینس ثبت می‌شد

00:17:43.980 --> 00:17:45.980
‫«کوچک‌ترین کودکی که راه رفت و
‫اسکیت روی یخ یاد گرفت»

00:17:45.980 --> 00:17:48.900
‫تا جایی که من خبر دارم، اینطور نیست.
‫فرضاً اگه بودم هم تا حالا یه چیزی می‌گفتی.

00:17:50.940 --> 00:17:52.980
‫- حالا که بحث گینس به میون اومد...
‫- آفرین

00:17:52.990 --> 00:17:57.030
‫خان‌عموی من، لَری،
‫اسمش توی گینس ثبت شده

00:17:57.030 --> 00:17:59.490
‫آخه یه طوطی داشت که
‫سوار اسکوتر می‌شد

00:17:59.490 --> 00:18:01.990
‫تو هم همش میگی می‌تونی
‫از بوی رازک بفهمی مال کدوم منطقه‌ست،

00:18:01.990 --> 00:18:03.450
‫- اما این کار محال ممکنـه
‫- نخیر

00:18:03.450 --> 00:18:05.870
‫می‌تونم، چون شغلم همینـه و
‫درش مهارت دارم

00:18:05.870 --> 00:18:08.040
‫حتی یه بار توی یه مسابقه‌ی بویایی
‫یه سگه رو شکست دادم

00:18:08.040 --> 00:18:09.830
‫- یه سگ رو شکست دادی. چقدر تأثیرگذار!
‫- والا

00:18:09.840 --> 00:18:11.250
‫آخه سگ شامه‌ی تیزی داره

00:18:11.250 --> 00:18:14.420
عین این می‌مونه که تو توی یک سالگی
‫یه یوزپلنگ رو توی مسابقه‌ی دو شکست بدی

00:18:14.420 --> 00:18:16.380
‫اصلاً واسه یه بچه‌ی یک ساله
‫کفش اسکیت پیدا میشه؟

00:18:16.380 --> 00:18:18.720
‫- یعنی دادی کفاش برات بسازه؟
‫- وایسا یه چیزی نشونت بدم

00:18:18.720 --> 00:18:21.140
‫چون همچین چیزی وجود نداره،
‫چون بچه‌های یک‌ساله اسکیت نمی‌کنن

00:18:21.140 --> 00:18:23.390
‫عینهو پیدا کردن چتر نجات
‫برای یه بچه‌ی یک ساله‌ست

00:18:23.390 --> 00:18:25.180
‫- آمازون، کفش اسکیت، یک ساله
‫- این لباس مبدلـه

00:18:25.180 --> 00:18:27.980
‫این لباس مخصوص هالوینـه که
‫بچه وانمود کنه اسکیت‌سواره

00:18:27.980 --> 00:18:29.600
‫چون واقعاً از پسش برنمیاد

00:18:29.610 --> 00:18:33.860
‫فکر کنم کیک بدون گلوتنِ
‫آرد نخودچیم دیگه آماده شده

00:18:38.450 --> 00:18:39.780
‫بیخیال. ده دقیقه‌ی دیگه

00:18:40.320 --> 00:18:41.330
‫عالیـه

00:18:42.620 --> 00:18:43.790
‫- خیلی داره خوش می‌گذره
‫- حیف شد

00:18:45.870 --> 00:18:47.210
‫تازه شیش سالگی هم
‫می‌نشست پشت فرمون

00:18:47.830 --> 00:18:48.920
‫خیلی ممنونم

00:18:48.920 --> 00:18:51.130
‫آره. ممنون که دعوتمون کردی، سیلویا

00:18:51.130 --> 00:18:52.540
‫- آره، خیلی خوش گذشت
‫- گرگ صحرایی!

00:18:52.540 --> 00:18:54.050
‫- کسی جُم نخوره
‫- پشمام

00:18:56.590 --> 00:18:57.970
‫گورتو گم کن!

00:19:00.180 --> 00:19:02.350
‫خیلی خوش گذشت.
‫ممنونم که اومدید.

00:19:02.350 --> 00:19:03.430
‫- آره، عالی بود
‫- آره

00:19:03.430 --> 00:19:05.850
‫- آره، باحال. خوشمزه. غذای خوشمزه
‫- محشر بود

00:19:05.850 --> 00:19:07.850
‫- ممنون که این همه راه اومدید
‫- این چه حرفیـه!

00:19:07.850 --> 00:19:09.230
‫- باز هم از این کارها بکنیم
‫- آره

00:19:09.230 --> 00:19:10.850
‫- برید خدا پشت‌وپناهتون. عالی بود
‫- خداحافظ

00:19:10.850 --> 00:19:13.770
‫- مراقبت کنید
‫- خیلی از دیدنتون خوشحال شدم. حرف ندارید!

00:19:13.770 --> 00:19:16.240
‫خداحافظ!

00:19:19.188 --> 00:19:28.188
‫دیــجی‌موویـــز
‫ در تلگرام: t.me/iredsub

00:19:28.830 --> 00:19:32.710
‫میگما... درست نبود...

00:19:33.290 --> 00:19:34.960
‫- وایسا. متأسفم
‫- آره. آره. نه، نه

00:19:36.130 --> 00:19:38.630
‫بابت امشب ببخشید، خب؟

00:19:38.630 --> 00:19:39.800
من هم شرمنده‌ام

00:19:40.470 --> 00:19:43.300
‫نمی‌دونم چرا سر قضیه‌ی کالسکه
‫اینقدر اصرار کردم

00:19:44.560 --> 00:19:47.100
‫گمونم... چون قبلاً
‫به خودت گفته بودم،

00:19:47.100 --> 00:19:48.680
‫واسه همین از مخالفتت تعجب کردم

00:19:48.680 --> 00:19:50.640
‫خب، اشتباه کردم.
‫رفتارم مسخره بود.

00:19:50.640 --> 00:19:54.310
‫ببین، من معذرت می‌خوام

00:19:54.310 --> 00:19:57.280
‫اون موقع که تو راه افتادی یا
‫اسکیت روی یخ یاد گرفتی و اینا،

00:19:57.280 --> 00:19:58.570
‫اصلاً من کجا بودم؟!

00:19:58.570 --> 00:20:01.490
‫فکر کنم دوستیت با سیلویا
تهِ دلم رو خالی می‌کنه

00:20:02.160 --> 00:20:04.200
‫کنارِ اون کلاً یه آدم دیگه‌ای

00:20:05.200 --> 00:20:08.290
‫این هم می‌دونم که درباره‌ی کالسکه
‫بهش چیزی نگفتی. خنگ که نیستم.

00:20:08.290 --> 00:20:09.710
‫می‌دونم اهل این کارها نیستی

00:20:11.420 --> 00:20:12.920
‫حتماً از همین سوختم

00:20:12.920 --> 00:20:16.040
‫خب، من هم رفتارم بد بود.
‫شرمنده، داستان درست کردم.

00:20:16.040 --> 00:20:17.420
‫کارم اشتباه بود

00:20:17.420 --> 00:20:20.760
نظرت چیـه فرداشب
‫قبل اینکه برگردم سن‌دیگو،

00:20:20.760 --> 00:20:23.090
‫با سیلویا بریم بیرون؟
‫فقط خودمون ما دوتا

00:20:23.090 --> 00:20:26.640
‫یعنی انقدر برات مهمـه سیلویا رو بشناسی؟

00:20:27.680 --> 00:20:30.930
‫بستگی داره خب.
‫واقعاً واسه تو انقدر مهم هست؟

00:20:32.190 --> 00:20:35.150
‫گمونم بهش پیشنهاد بیرون رفتن بدی،
‫حسابی ذوق می‌کنه

00:20:36.190 --> 00:20:38.900
‫تا حالا بهت گفته بودم که
‫توی دو سالگی موج‌سواری یاد گرفتم؟

00:20:38.900 --> 00:20:41.030
‫وای، قبل این بود که

00:20:41.030 --> 00:20:44.070
‫برای اولین بار صخره‌ی ال‌کاپیتان رو
‫دست خالی بالا رفتی یا قبلش؟

00:20:44.070 --> 00:20:45.530
‫- بعدش
‫- پشمام

00:20:45.530 --> 00:20:47.120
‫- خیلی بعدتر
‫- محشره

00:20:47.830 --> 00:20:49.950
‫- خانمم عجیب تأثیرگذاره
‫- می‌دونم. آره

00:20:49.950 --> 00:20:51.370
خرکِیفم

00:20:52.000 --> 00:20:52.870
‫وایسا

00:20:53.420 --> 00:20:55.080
‫ای بابا، از دفتر آلمانـه

00:20:55.670 --> 00:20:56.590
‫درودم رو بهشون برسون

00:21:04.129 --> 00:21:12.129
« ترجمه از سحـر و نهال »
<c.colorff717b>.:: iredprincess &amp; Sahar_frb ::.</c>

00:21:12.310 --> 00:21:14.390
‫- سلام
‫- یحتمل خبر داری

00:21:14.390 --> 00:21:15.650
‫ولی جنا شام دعوتم کرده

00:21:15.650 --> 00:21:17.730
‫آره، در جریانم

00:21:17.730 --> 00:21:19.610
‫میشه درباره‌ی اتفاقی که
‫دیشب افتاد حرف بزنیم؟

00:21:19.610 --> 00:21:23.610
‫آره، احتمالاً باید همین کار رو بکنیم.
‫ببین، من عاشق جنام،

00:21:23.610 --> 00:21:25.610
‫ولی زمین تا آسمون
‫با من و تو فرق داره و

00:21:25.610 --> 00:21:28.240
‫کنار همدیگه که هستیم،
‫این تفاوت‌ها بیشتر به چشم میان و

00:21:28.240 --> 00:21:29.660
‫باعث میشه معذب بشم

00:21:29.660 --> 00:21:31.290
‫داری از روی بروشور می‌خونی؟

00:21:31.870 --> 00:21:34.040
‫رفیق، من واقعاً
‫جنا رو دوست دارم، خب؟

00:21:34.040 --> 00:21:36.000
‫این دیگه چیزی نیست که
‫بخوای خودت رو درگیرش کنی

00:21:36.000 --> 00:21:39.040
‫به نظرت کالسکه مسخره نیست؟
‫بی‌تعارف بگو

00:21:39.040 --> 00:21:41.130
‫ببین، شاید سلیقه‌ی من نباشه،

00:21:41.130 --> 00:21:44.340
‫اما اگه جنا رو خوشحال می‌کنه،
‫دیگه نظر من چه اهمیتی داره؟

00:21:44.340 --> 00:21:46.220
‫برای من مهمـه. مشکل هم همینجاست

00:21:46.220 --> 00:21:48.050
‫سخنرانی جی لو و کالسکه و اسب

00:21:48.050 --> 00:21:50.300
‫کنار تو که هستم،
‫دیدگاهم با تو یکیـه

00:21:50.310 --> 00:21:53.850
‫همین باعث میشه با جنا بد رفتار کنم و
‫خوشم نمیاد

00:21:53.850 --> 00:21:55.940
‫واسه همین هم هست که
‫سعی داشتم شما رو از هم دور نگه دارم

00:21:56.520 --> 00:21:58.690
‫خب، قوانینی هست که باید بدونم؟

00:21:58.690 --> 00:22:00.520
‫کلمه‌ی خاصی هست که
‫دوست نداری بگم؟

00:22:00.520 --> 00:22:04.110
‫مثلاً اگه بگم دوران دانشگاه
‫پیتزا دوست داشتی، بهت برمی‌خوره؟

00:22:04.110 --> 00:22:07.780
‫ببین، من اشتباه کردم.
‫حق با تو بود.

00:22:08.280 --> 00:22:11.240
‫می‌خوام با هم دوست باشید.
‫جفتتون رو دوست دارم و

00:22:11.240 --> 00:22:12.910
‫تو باید بهتر از همه بدونی که

00:22:12.910 --> 00:22:15.040
‫دوران دانشگاه
‫بیشتر اهلِ کالزونه بودم، تا پیتزا

00:22:15.040 --> 00:22:18.120
‫تُند نرو. گفتی حق با من بود، درستـه؟

00:22:18.130 --> 00:22:19.790
‫یه بار دیگه تکرار می‌کنی؟
‫جان؟ چی فرمودید؟

00:22:19.790 --> 00:22:21.670
‫آره، اون قسمتش رو
‫تموم‌شده بدون

00:22:21.670 --> 00:22:23.760
‫شام خوش بگذره.
‫باز با هم حرف می‌زنیم. خداحافظ.

00:22:25.260 --> 00:22:29.090
‫از ویل شنیدم قبلاً وکیل بودی.
‫اصلاً نمی‌دونستم.

00:22:29.090 --> 00:22:31.760
‫آره، دانشکده‌ی حقوق رفتم.
‫این قستمش راستـه.

00:22:32.260 --> 00:22:33.310
‫اتفاقاً همون جا بود که
‫با چارلی آشنا شدم

00:22:34.770 --> 00:22:36.140
‫وکالت هم کردی؟

00:22:37.310 --> 00:22:38.350
‫یه چند سالی، آره

00:22:38.350 --> 00:22:40.350
‫اما بعدش بچه‌دار شدم و
‫یکی شد دوتا و...

00:22:40.360 --> 00:22:43.270
‫ما رو باش خیال می‌کردیم
‫تو این سن دیگه نیازی نیست

00:22:43.280 --> 00:22:44.730
‫- بین چندتا چیز یکی رو انتخاب کنیم
‫- به‌خدا

00:22:44.740 --> 00:22:47.110
‫زن‌بودن از محالاتـه

00:22:47.110 --> 00:22:49.360
‫باید خارق‌العاده باشی، اما
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه

00:22:49.360 --> 00:22:51.160
‫باید لاغر باشی، نه نِی‌قلیون

00:22:51.160 --> 00:22:53.240
‫باید رئیس‌بازی در بیاری، اما
‫خیلی بدجنس نباشی

00:22:53.910 --> 00:22:55.200
‫دیالوگِ باربی نبود؟

00:22:56.460 --> 00:22:57.870
‫عاشقش شدم. مُردم براش. دیدیش؟

00:22:57.870 --> 00:23:00.750
‫آره، یه هشت‌باری مِیو مجبورم کرد
‫ببرمش ببینتش

00:23:00.750 --> 00:23:02.040
‫واقعاً...

00:23:03.880 --> 00:23:06.090
‫مردم دوستش داشتن.
‫خیلی به دل بقیه نشست.

00:23:06.090 --> 00:23:08.380
‫- خیلی خوب بود، آره
‫- محشر بود

00:23:10.180 --> 00:23:11.800
‫- مرسی دعوتم کردی
‫- آره

00:23:11.800 --> 00:23:14.600
‫مرسی از تو که این رستوران رو
‫بهم معرفی کردی. حرف نداره.

00:23:14.600 --> 00:23:18.520
‫سرِ راه یه بستنی‌فروشی جمع‌وجور دیدم،
‫البته اگه دوست داری بیشتر پیش هم باشیم

00:23:19.100 --> 00:23:20.770
‫می‌دونی که چقدر اهل عشق‌وحالم

00:23:22.190 --> 00:23:24.110
‫اون آقا رئیس دل‌تاکوئـه

00:23:24.110 --> 00:23:27.530
‫یه باباییـه که خیال می‌کنه ‫خالق بوریتوئـه؛
عینهو کِن ‫(=شخصیت مرد فیلم باربی)

00:23:27.530 --> 00:23:30.070
‫وای خدا. حالم از کِن‌جماعت به هم می‌خوره

00:23:30.070 --> 00:23:32.370
‫- نمی... نمی‌خوام باهاش هم‌کلام بشم
‫- خیلی‌خب، باشه

00:23:32.370 --> 00:23:33.820
‫بیا بریم سمتِ دستشویی. پشت من قایم شو

00:23:33.830 --> 00:23:35.620
‫لطف می‌کنی. دستت طلا

00:23:38.710 --> 00:23:40.000
‫راستش، سیلویا، دروغ چرا؟

00:23:40.000 --> 00:23:41.710
یه‌نمه برای آشنایی باهات دستپاچه بودم

00:23:41.710 --> 00:23:44.340
‫می‌دونم. من هم همینطور.
‫دلم می‌خواست رابطه‌مون خوب پیش بره.

00:23:44.340 --> 00:23:46.380
‫آره، آخه تو و ویل خیلی وقتـه
‫همدیگه رو می‌شناسید،

00:23:46.380 --> 00:23:48.210
‫در مقایسه با شما دوتا،
‫من عین تازه‌وارد محله‌تونم

00:23:48.220 --> 00:23:50.840
‫- بیخیال، مهم نیست که
‫- چرا. ویل خیلی دوستت داره و

00:23:50.840 --> 00:23:52.260
‫شماها خیلی با هم خوش می‌گذرونید

00:23:52.260 --> 00:23:57.770
‫تو هم شوخ‌طبعی، هم باکلاس.
‫هم خودجوشی و هم مشخصاً، خوشگلی.

00:23:57.770 --> 00:24:00.180
‫هر کی جای من هم بود،
‫تهِ دلش خالی می‌شد

00:24:00.190 --> 00:24:03.400
‫بیخیال، خانم مدیر. اونی که
‫باید تهِ دلش خالی بشه، منم.

00:24:03.400 --> 00:24:06.270
‫فکر کنم همیشه یکمی به
‫دوستی شما دوتا حسادت می‌کردم

00:24:06.280 --> 00:24:09.320
‫اما حالا که بیشتر شناختمت،
‫فهمیدم که همش فکروخیال بوده

00:24:09.320 --> 00:24:12.150
‫- صددرصد
‫- صرفاً یه آدم معمولی و سن‌بالایی

00:24:12.160 --> 00:24:14.780
‫معمولی‌تر از خودم نیست تو دیدم

00:24:14.780 --> 00:24:16.660
آره، به‌خدا. هیچی نیستی

00:24:17.790 --> 00:24:18.790
‫چی؟

00:24:20.250 --> 00:24:30.250
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:24:30.275 --> 00:24:40.275
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]