﻿WEBVTT

00:00:02.294 --> 00:00:04.880
‫ترسناک به نظر میاد.

00:00:05.381 --> 00:00:10.636
‫خوشبختانه هوامو داشتن.
‫این آخرین باری بود که تو وین بودم.

00:00:11.137 --> 00:00:12.721
‫جاش مونده؟

00:00:12.722 --> 00:00:13.972
‫روی رون راستم.

00:00:13.973 --> 00:00:15.849
‫جرئت داری نشونم بده.

00:00:15.850 --> 00:00:17.225
‫من یه جنتلمنم.

00:00:17.226 --> 00:00:20.019
‫و یه جنتلمن هم هیچوقت
‫درخواست یه خانوم رو رو زمین نمیندازه.

00:00:20.020 --> 00:00:21.646
‫فرمان از شماست.

00:00:21.647 --> 00:00:23.565
‫خب، بگو ببینم انگشتر رو پس گرفتی یا نه.

00:00:24.567 --> 00:00:26.485
‫اوه.

00:00:27.403 --> 00:00:28.696
‫فوق العادست.

00:00:31.031 --> 00:00:33.117
‫باید دست کسی باشه
‫که به اندازه‌ی خودش زیبا باشه.

00:00:38.831 --> 00:00:39.956
‫نه، نمیتونم قبولش کنم.

00:00:39.957 --> 00:00:41.751
‫چرا، میتونی.

00:00:45.838 --> 00:00:47.922
‫چی شد که وارد کار خرید و
‫فروش سنگ‌های قیمتی شدی؟

00:00:47.923 --> 00:00:53.428
‫خواهرم بهترین دوستمه.
‫اون منو هُل داد که بیام سراغ این کار.

00:00:53.429 --> 00:00:57.558
‫من از هیچی شروع کردم
‫و یه امپراتوری ساختم، همه‌ش به خاطر اون.

00:00:58.809 --> 00:01:00.602
‫این هفته دوباره باهام بیا بیرون.

00:01:00.603 --> 00:01:03.022
‫میخوام یکی از جاهای مورد علاقه‌م
‫تو هاوانا رو بهت نشون بدم.

00:01:03.814 --> 00:01:04.981
‫کوبا؟
‫چرا که نه.

00:01:04.982 --> 00:01:06.775
‫با جت شخصیم میام دنبالت.

00:01:06.776 --> 00:01:09.569
‫شاید دوباره سر اون انگشتر
‫یه دعوای دیگه تو کافه راه انداختیم.

00:01:09.570 --> 00:01:13.740
‫همیشه دلم میخواسته با بطری شامپاین
‫بزنم یکی رو پخش زمین کنم.

00:01:13.741 --> 00:01:15.283
‫خب، منم همیشه دلم میخواسته...

00:01:15.284 --> 00:01:18.620
‫...از شرافت زنی دفاع کنم
‫که بلده چطور از بطری شامپاین استفاده کنه.

00:01:18.621 --> 00:01:20.498
‫پس، قرارمون قطعیه.

00:01:23.042 --> 00:01:25.251
‫«بابا، میشه لطفاً پروفایل
‫قرار گذاشتنت رو نشونم بدی؟»

00:01:25.252 --> 00:01:27.128
‫«میخوام مطمئن بشم
‫از عکسایی که انتخاب کردم استفاده کردی.»

00:01:27.129 --> 00:01:29.255
‫بکی، بهت قول میدم،
‫از همین الان جواب داده.

00:01:29.256 --> 00:01:31.549
‫امشب با یه خانوم خیلی دوست داشتنی
‫قرار داشتم...

00:01:31.550 --> 00:01:34.010
‫...و چندتا قرار دیگه هم دارم
‫که منتظرم باهاشون آشنا بشم.

00:01:34.011 --> 00:01:37.680
‫«آشنا شدن؟ باشه، تو رو خدا
‫دیگه این کلمه رو به کار نبر.»

00:01:37.681 --> 00:01:39.517
‫«فقط میخوام خوشحالیت رو ببینم.»

00:01:40.392 --> 00:01:42.436
‫«بعد از اون همه ماجرایی
‫که با مامان داشتی...»

00:01:43.646 --> 00:01:45.021
‫«قول میدی تلاش کنی؟»

00:01:45.022 --> 00:01:48.192
‫قول میدم. دوستت دارم.
‫زود باهات حرف میزنم، باشه.

00:01:50.653 --> 00:01:53.947
‫میتونم بپرسم اون «آشنایی» چطور پیش رفت؟

00:01:53.948 --> 00:01:56.241
‫کله‌ی یه ماهی رو درسته قورت داد.

00:01:56.242 --> 00:01:57.909
‫اه. چی؟ وایسا، کلشو...
‫کله...

00:01:57.910 --> 00:01:59.953
‫آره، کل کله‌ی ماهی رو.

00:01:59.954 --> 00:02:02.038
‫تمام مدتی هم که داشت
‫اون کله‌ی ماهی رو میجوید،

00:02:02.039 --> 00:02:04.291
‫مستقیم به من زل زده بود.
‫چشم تو چشم.

00:02:05.042 --> 00:02:07.418
‫خب، برای من یه دوبلش و بریز.

00:02:07.419 --> 00:02:09.712
‫قرار من از اینم بو دارتر
‫بود، اگه بفهمی چی میگم.

00:02:09.713 --> 00:02:12.340
‫اوه، نه. فکر کردم ازش خوشت اومده.

00:02:12.341 --> 00:02:16.220
‫هوم، حتی میشه گفت
‫بهترین قرار اولی بود که تا حالا داشتم.

00:02:17.680 --> 00:02:20.515
‫ولی...
‫همه‌چیش الکی بود.

00:02:20.516 --> 00:02:22.058
‫از انگشتری که دستش بود بگیر...

00:02:22.059 --> 00:02:26.563
‫وقتی روی یه یاقوت کبود واقعی "ها" کنی،
‫بخارش تقریباً بلافاصله میره.

00:02:26.564 --> 00:02:30.024
‫این یکی تا پنج ثانیه بخارش روش موند.
‫قلابیه.

00:02:30.025 --> 00:02:32.944
‫بین پولدار بودن و ثروتمند بودن
‫یه دنیا فرقه.

00:02:32.945 --> 00:02:35.530
‫یه آدم پولدار میخواد تو ببینی
‫که چقدر پولداره.

00:02:35.531 --> 00:02:40.076
‫ولی یه آدم ثروتمند، به پنهون کاریش افتخار
‫میکنه. پولش تو رفتارشه، نه تو ویترینش.

00:02:40.077 --> 00:02:41.160
‫هویتش جعلیه.

00:02:41.161 --> 00:02:45.623
‫آره. و برای یه معامله‌ی الکی
‫طعمه گذاشته بود.

00:02:45.624 --> 00:02:49.127
‫کار سنگ‌های قیمتی
‫میتونه خیلی سود آور باشه.

00:02:49.128 --> 00:02:53.674
‫و منم همیشه حواسم هست که دوستای خاصم
‫از هر فرصتی برای سرمایه گذاری باخبر بشن.

00:02:54.508 --> 00:02:57.176
‫یارو یه دروغگوی شیاده.

00:02:57.177 --> 00:03:00.139
‫و شرط میبندم یه عالمه قربانی
‫پشت سرش به جا گذاشته.

00:03:00.723 --> 00:03:02.224
‫- آره.
‫- هوم.

00:03:03.392 --> 00:03:04.726
‫میگی کل کله رو خورد؟

00:03:04.727 --> 00:03:06.645
‫آره. دیگه نگو، حرفشو نزن.

00:03:07.000 --> 00:03:13.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:03:13.030 --> 00:03:16.000
Arash.K :ترجمه

00:03:28.667 --> 00:03:33.922
‫خب. «نیل تریوِدی»، ۵۳ ساله،
‫یه میلیونر خود ساخته از بمبئی.

00:03:33.923 --> 00:03:36.341
‫یعنی یارو با ادای میلیاردرا
‫رو درآوردن میلیونر شده؟

00:03:36.342 --> 00:03:39.218
‫دقیقاً. اون تو «هارت‌فیلد» وانمود میکرده
‫که تو کار سنگ‌های قیمتی، آدم کله‌گنده‌ایه

00:03:39.219 --> 00:03:42.347
‫که یه اپ قرار گذاشتنه که برای رابطه‌های
‫سرسری نیست و فقط برای آدمای جدیه.

00:03:42.348 --> 00:03:45.224
‫نیل نقش یه پولدار رو بازی میکنه
‫تا طعمه‌هاش رو به دام بندازه

00:03:45.225 --> 00:03:47.060
‫و بعد هزاران دلار ازشون کلاهبرداری میکنه.

00:03:47.061 --> 00:03:49.145
‫بعضی وقتا هم پیشنهاد سرمایه گذاری میده.

00:03:49.146 --> 00:03:52.357
‫آره، ولی یه کلک جدید هم داره. برای
‫قربانی‌هایی که واقعاً بهشون نزدیک شده،

00:03:52.358 --> 00:03:54.243
‫میگه برای محافظت از
‫خودش در برابر دشمن‌هایی

00:03:54.255 --> 00:03:56.069
‫که دنبال ثروتش هستن،
‫نیاز به کمک مالی داره.

00:03:56.070 --> 00:03:59.781
‫و اونا بهش پول میدن تا ازش در برابر
‫آدمایی که اصلاً وجود ندارن، محافظت کنن.

00:03:59.782 --> 00:04:02.533
‫این یه کلاهبرداری عاشقانه‌ی کلاسیکه.
‫جوری رفتار میکنی که قوی هستی

00:04:02.534 --> 00:04:05.620
‫و وقتی درخواست کمک میکنی، قربانی‌هات
‫هم فکر میکنن با این کار قوی به نظر میان.

00:04:05.621 --> 00:04:09.165
‫یارو کارش درسته.
‫آره، تمام پیام‌هاش دست نویس و شخصیه.

00:04:09.166 --> 00:04:12.210
‫برای همین از الگوریتمی که من برای زیر
‫نظر داشتن قرارای سوفی نوشته بودم، رد شده.

00:04:12.211 --> 00:04:14.420
‫تو داشتی چیکار میکردی، دقیقاً؟

00:04:14.421 --> 00:04:18.634
‫داشتم... چیزه... امم...
‫مـ...مراقب... قلبت بودم.

00:04:19.468 --> 00:04:24.138
‫به هر حال، امم، آره.
‫این یارو کل عملیاتش رو دستی اداره میکنه

00:04:24.139 --> 00:04:25.723
‫و مهمتر از همه،
‫اینم از قرارهای دیگه‌ش.

00:04:29.103 --> 00:04:31.771
‫اوه، آره. نه،
‫این از همه به یک اندازه کلاهبرداری میکنه.

00:04:31.772 --> 00:04:33.356
‫حسابای مالیش رو چک کن.

00:04:33.357 --> 00:04:35.608
‫ببین از کدوم یکی از قربانی‌هاش
‫بیشترین پول رو کنده.

00:04:35.609 --> 00:04:37.167
‫اگه قراره یه کلاهبردار
‫حرفه‌ای رو به دام

00:04:37.179 --> 00:04:38.862
‫بندازیم، من وسوسه
‫انگیزترین طعمه رو میخوام.

00:04:39.613 --> 00:04:40.780
‫هوم.

00:04:40.781 --> 00:04:45.118
‫هیچوقت اینقدر از دست خودم
‫به خاطر اعتماد به یه مرد عصبانی نبودم.

00:04:45.119 --> 00:04:46.661
‫چقدر ازت گرفت؟

00:04:46.662 --> 00:04:47.620
‫تمام پس اندازم.

00:04:47.621 --> 00:04:50.456
‫پولی که از زمان دانشگاه
‫جمع کرده بودم؟ همه‌ش پرید.

00:04:50.457 --> 00:04:53.167
‫پنج ماه از زندگیم رو سر اون یارو هدر دادم.

00:04:53.168 --> 00:04:54.920
‫نیل تریودی خود شیطونه.

00:04:55.504 --> 00:04:58.339
‫نیل تریودی کلاهبردار نیست.
‫اون عشق زندگی منه.

00:04:58.340 --> 00:05:01.217
‫و هیچوقت برات عجیب نبود
‫که اینقدر ازت پول میخواد؟

00:05:01.218 --> 00:05:03.261
‫تمام سرمایه‌ش درگیر کسب و کارشه.

00:05:03.262 --> 00:05:05.638
‫پول نقد زیادی دم دستش نداره.

00:05:05.639 --> 00:05:08.975
‫بعضی وقتا برای استخدام محافظ
‫در برابر دشمناش به پول احتیاج داره.

00:05:08.976 --> 00:05:12.228
‫آخه میدونی، کار سنگ‌های قیمتی
‫خیلی خطرناکه.

00:05:12.229 --> 00:05:14.231
‫راجر...
‫نه.

00:05:14.982 --> 00:05:16.608
‫نیل پول مراسم خاکسپاری مادرم رو حساب کرد.

00:05:17.276 --> 00:05:19.986
‫من یه حسابدارم.
‫پول زیادی ندارم.

00:05:19.987 --> 00:05:21.989
‫و راستش، دوستای زیادی هم ندارم.

00:05:22.573 --> 00:05:24.908
‫اون تو روزای سخت کنارم بود.

00:05:25.659 --> 00:05:29.496
‫اگه اون بعضی وقتا به کمک من احتیاج داره...
‫خب، عشق یعنی همین دیگه.

00:05:30.080 --> 00:05:33.041
‫برای آخرین قرارمون منو برد آمستردام.

00:05:33.042 --> 00:05:36.127
‫و اونجا بود که در مورد پولی که بهم
‫بدهکار بود، باهاش حرف زدم.

00:05:36.128 --> 00:05:38.589
‫و؟
‫قبول نکرد پولم رو پس بده.

00:05:39.298 --> 00:05:43.092
‫برای همین، منم یه عالمه پول
‫و جواهر از خونه‌ش کش رفتم.

00:05:43.093 --> 00:05:46.929
‫ولی وقتی برگشتیم آمریکا،
‫معلوم شد همه‌ش قلابیه.

00:05:46.930 --> 00:05:51.560
‫گمرک آمریکا هم به خاطر همین
‫۲۴ ساعت تمام منو تو بازداشت نگه داشت.

00:05:52.186 --> 00:05:55.606
‫هنوز اون وسایل رو دارم.
‫هرچند به هیچ دردی نمیخورن.

00:05:56.482 --> 00:06:00.027
‫«خواهش میکنم. دشمنام بهم رسیدن.»

00:06:01.028 --> 00:06:03.404
‫«پـ... پول رو بفرست.»

00:06:03.405 --> 00:06:06.407
‫این رو از کجا آوردی؟
‫اینو ماه پیش برای من فرستاد.

00:06:06.408 --> 00:06:09.035
‫اون همین ویدیو رو،

00:06:09.036 --> 00:06:11.913
‫هشت ماه پیش برای یکی دیگه
‫از قربانی‌هاش فرستاده بود.

00:06:11.914 --> 00:06:14.291
‫راجر، اون مرد داره سرت کلاه میذاره.

00:06:16.251 --> 00:06:19.922
‫قول میدم پولت رو برمیگردنم.

00:06:28.222 --> 00:06:31.349
‫اگه فن گردنی که بهت زدم زیادی محکم بود،
‫اشکالی نداره، میتونی بگی.

00:06:31.350 --> 00:06:36.104
‫این یارو نیله.
‫کثیفترین آدم روی زمینه.

00:06:36.105 --> 00:06:37.188
‫آخر کثافته.

00:06:37.189 --> 00:06:39.899
‫آدمایی مثل راجر، خـ...خیلی از ماها، خب،

00:06:39.900 --> 00:06:42.693
‫مجبور بودیم تمام عمرمون
‫خود واقعیمون رو پنهون کنیم.

00:06:42.694 --> 00:06:45.029
‫و بعد نیل سر و کلش پیدا میشه
‫و از یه نفر سو استفاده میکنه

00:06:45.030 --> 00:06:46.781
‫اونم وقتی تو آسیب پذیرترین حالتشه.

00:06:46.782 --> 00:06:47.949
‫آره. بدترین آدمه.

00:06:47.950 --> 00:06:49.033
‫دقیقاً.

00:06:49.034 --> 00:06:51.619
‫حالا که حرفش شد، اینا بدترین
‫زخم‌های قلابی‌ای هستن که تا حالا دیدم.

00:06:51.620 --> 00:06:53.579
‫این شربت ذرت و رنگ قرمز خوراکیه.

00:06:53.580 --> 00:06:55.165
‫هی، راجر رفت.

00:06:55.833 --> 00:06:58.585
‫فکر نکنم قانع شده باشه،
‫حتی با دیدن اون ویدیو.

00:06:59.545 --> 00:07:01.712
‫نیل بد جوری اون یارو رو تو مشتش داره.

00:07:01.713 --> 00:07:05.049
‫به نظر میاد این اپلیکیشنا واقعاً
‫کارا رو سختر میکنن، نه راحتر.

00:07:05.050 --> 00:07:08.094
‫اپ‌های قرار گذاشتن کلاً احمقانن.
‫برو تو دنیای واقعی با یکی آشنا شو.

00:07:08.095 --> 00:07:09.637
‫جدن؟

00:07:09.638 --> 00:07:12.306
‫تو چطوری با شریکای زندگیت
‫آشنا شدی، الیوت؟

00:07:12.307 --> 00:07:14.017
‫همین زنی که الان باهاشی؟

00:07:15.144 --> 00:07:17.103
‫تو اورژانس، وقتی داشتن بعد از یه دعوا
‫به تنم بخیه میزدن.

00:07:17.104 --> 00:07:18.230
‫و اون یکی قبلش؟

00:07:19.022 --> 00:07:20.815
‫تو اورژانس، وقتی داشتن بعد از یه دعوا
‫به تنم بخیه میزدن.

00:07:20.816 --> 00:07:22.442
‫و قبل از اون یکی؟

00:07:24.027 --> 00:07:25.319
‫وسط یه دعوا.

00:07:25.320 --> 00:07:27.864
‫در مقایسه با شماها، من خود استادم.

00:07:27.865 --> 00:07:32.118
‫حالا، ما این کار رو به روش سنتی
‫انجام میدیم. کلاهبردار در برابر کلاهبردار.

00:07:32.119 --> 00:07:35.956
‫چمدوناتون رو برای هاوانا ببندین.
‫بزن بریم یه قرار رویایی رو بدزدیم.

00:07:45.716 --> 00:07:46.966
‫اوه.

00:07:46.967 --> 00:07:50.052
‫آره، فکر نکنم اینجا
‫فرودگاه بین المللی «لویی آرمسترانگ» باشه.

00:07:50.053 --> 00:07:52.722
‫ببخشید آقا. ما گم شدیم.

00:07:52.723 --> 00:07:54.056
‫کدوم پرواز؟

00:07:54.057 --> 00:07:58.060
‫چی... شما «ادگار الن رایت» هستی؟

00:07:59.229 --> 00:08:01.814
‫همسرتون به ما گفت
‫که تو فرودگاه پیداتون می‌کنیم.

00:08:01.815 --> 00:08:03.840
‫اوه، ما رو بگو که چه
‫ساده‌ایم، فکر می‌کردیم منظورش

00:08:03.852 --> 00:08:05.735
‫فرودگاه بین المللی «لویی
‫آرمسترانگ» نیواورلئانه.

00:08:05.736 --> 00:08:07.820
‫فرودگاه بین المللی.
‫خب.

00:08:07.821 --> 00:08:09.530
‫همسرم؟ شما همسرم رو میشناسین؟

00:08:09.531 --> 00:08:12.158
‫خب، ما دیدیمش،
‫و در واقع از ما خواست اینا رو بهتون بدیم.

00:08:12.159 --> 00:08:13.619
‫آره. اوه، آره.

00:08:14.912 --> 00:08:16.037
‫بهتون ابلاغ شد.

00:08:16.038 --> 00:08:17.163
‫ابلاغ؟ برای چی؟

00:08:17.164 --> 00:08:19.916
‫اوه، نه. اون نمیدونه.
‫بد جور تو دردسر افتادی، اِد.

00:08:19.917 --> 00:08:23.002
‫مرلین از تمام روابط پنهانیت خبر داره.
‫همه‌شون.

00:08:23.003 --> 00:08:25.379
‫سیسیلیا از هاوایی.

00:08:25.380 --> 00:08:27.798
‫جایا از دبی.

00:08:27.799 --> 00:08:30.134
‫اولِزکا از روسیه.

00:08:30.135 --> 00:08:36.349
‫اون چطوری...
‫اوف. باید برم بهش زنگ بزنم.

00:08:36.350 --> 00:08:38.310
‫برو. بهش زنگ بزن.
‫هوم‌هوم.

00:08:44.274 --> 00:08:48.152
‫تازه رسیدم. نیل اینجا باهام قرار
‫داره، تا ده دقیقه دیگه پرواز میکنیم.

00:08:48.153 --> 00:08:49.445
‫داستان پوششی من آمادست؟

00:08:49.446 --> 00:08:51.166
‫آره. با یه شرکتی که
‫تو میانمار باهاشون کار

00:08:51.178 --> 00:08:52.949
‫کرده بودم تماس گرفتم
‫تا قراردادا رو تنظیم کنن

00:08:52.950 --> 00:08:56.661
‫که این نقشه از هر دو طرف جواب بده.
‫تو، سهام دار اصلی...

00:08:56.662 --> 00:08:59.622
‫...یه شرکت معدنی کوچیک ولی رو به رشد
‫خانواده‌ی «سِزاریو» هستی.

00:08:59.623 --> 00:09:01.832
‫طعمه‌مون داره وانمود میکنه یکی
‫از کله‌گنده‌های بازار سنگ‌های قیمتیه.

00:09:01.833 --> 00:09:05.419
‫بهترین نقشه اینه که اون رو تو دروغی که
‫خودش داره میگه، عمیقتر فرو ببریم.

00:09:05.420 --> 00:09:07.046
‫«پس، ما جت شخصیش رو می‌دزدیم،»

00:09:07.047 --> 00:09:09.340
‫«تمام پولی که برای اجرای نقشه‌ش
‫به رخ میکشه رو ازش میکشیم»

00:09:09.341 --> 00:09:11.717
‫«و بعد پول هر تعداد قربانی که بتونیم
‫پیدا کنیم رو بهشون بر میگردونیم.»

00:09:11.718 --> 00:09:13.928
‫تا وقتی که فکر میکنی امنه.
‫میدونی که، کوباست.

00:09:13.929 --> 00:09:17.348
‫نیل یه خونه‌ی تابستونی تو هاوانا داره.
‫ممکنه پول نقدش رو اونجا نگه داره.

00:09:17.349 --> 00:09:20.769
‫من پارکر و الیوت رو لازم دارم.
‫یه راهی پیدا کردی که اونا هم بیان، درسته؟

00:09:21.812 --> 00:09:27.275
‫آره. ولی... مـ...ممکنه برای داستان پوششی
‫الیوت به یه مشکلی خورده باشیم.

00:09:27.276 --> 00:09:29.318
‫نیل فقط دو نفر
‫رو تو حلقه‌ی نزدیکانش داره

00:09:29.319 --> 00:09:31.654
‫که ما میتونستیم از سر راه برشون داریم.
‫خب «نیکولِف» هست،

00:09:31.655 --> 00:09:34.907
‫همون محافظی که پیرهناش
‫اینقدر تنگه که بعیده راحت باشه.

00:09:34.908 --> 00:09:38.745
‫سایه‌ی نیله. این زیادی تو چشمه.
‫اینجوری فقط میمونه...

00:09:40.205 --> 00:09:41.123
‫خلبان.

00:09:42.082 --> 00:09:45.627
‫اوه، نه. لطفاً بهم بگو
‫که الیوت واقعاً تا حالا هواپیما رونده.

00:09:46.420 --> 00:09:47.753
‫خب...

00:09:47.754 --> 00:09:50.214
‫از نظر فنی... نه.

00:09:50.215 --> 00:09:52.466
‫ولی همین الان تو کابین خلبان
‫داره روش کار میکنه.

00:09:52.467 --> 00:09:53.927
‫«روش کار میکنه»؟

00:09:59.766 --> 00:10:03.144
‫شما باید «وایولت» باشین.
‫من خواهر نیل هستم، «رینا».

00:10:03.145 --> 00:10:05.271
‫رینا، از دیدنت خیلی خوشحالم.

00:10:05.272 --> 00:10:07.690
‫نیل از قبل تو هاواناست،
‫داره به چندتا کارش میرسه.

00:10:07.691 --> 00:10:10.818
‫اگه اشکالی نداره،
‫من به جاش شما رو همراهی می‌کنم.

00:10:10.819 --> 00:10:11.903
‫بفرمایین.

00:10:12.696 --> 00:10:14.780
‫نیل خیلی در موردتون باهام حرف زده.

00:10:14.781 --> 00:10:15.866
‫هه.

00:10:18.201 --> 00:10:21.329
‫بعد از ظهر همگی بخیر،
‫کاپیتان با شما صحبت می‌کنه.

00:10:21.330 --> 00:10:23.914
‫امم، برای بخش زیادی از پرواز
‫انتظار هوای متلاطمی رو داشته باشین.

00:10:23.915 --> 00:10:27.460
‫بلند شدن ممکنه یه کم با دست انداز
‫همراه باشه. و فرود که دیگه خیلی ناجوره.

00:10:27.461 --> 00:10:28.920
‫بهتره کمربنداتون رو محکم ببندین.

00:10:31.423 --> 00:10:35.092
‫واقعاً از دیدنتون
‫خیلی خوشحالم.

00:10:35.093 --> 00:10:37.970
‫نیل سر آدمایی که دور و بر خودش
‫میاره، خیلی سخت گیره.

00:10:37.971 --> 00:10:40.765
‫خب، این حس متقابله.
‫برادر شما هم واقعاً یه جنتلمنه.

00:10:40.766 --> 00:10:45.645
‫اون به طرز آزار دهنده ای بی نقصه. فروتن.
‫و اونقدر باهوشه که نمیشه باهاش کل کل کرد.

00:10:46.646 --> 00:10:48.064
‫به نظر میاد شما دو تا خیلی به هم نزدیکین.

00:10:48.065 --> 00:10:52.109
‫ما از جوونی رابطه‌مون رو
‫با پدر و مادرمون قطع کردیم.

00:10:52.110 --> 00:10:56.740
‫اون شروع به کار کرد، منم رفتم دانشگاه.
‫و اونا با هیچکدوم از این کارا موافق نبودن.

00:10:58.116 --> 00:10:59.368
‫الان براش کار میکنی؟

00:11:00.911 --> 00:11:03.704
‫باهاش کار می‌کنم. بله.

00:11:03.705 --> 00:11:05.414
‫من تمام حساب کتاباش رو مدیریت میکنم.

00:11:05.415 --> 00:11:08.334
‫مبلغ قابل توجهیه،
‫ولی چیزی نیست که از پسش برنیام.

00:11:10.253 --> 00:11:12.214
‫هوم.

00:11:20.180 --> 00:11:21.181
‫الان برمی‌گردم.

00:11:24.226 --> 00:11:26.852
‫نیل خواهرش رو میفرسته جلو
‫تا خیال طعمه‌هاش راحت شه.

00:11:26.853 --> 00:11:28.604
‫عجیب نیست که اینقدر راحت اعتماد میکنن.

00:11:28.605 --> 00:11:30.232
‫ولی داستانش چقدر واقعی بود؟

00:11:30.732 --> 00:11:33.110
‫ظاهرش قشنگه، ولی از تو پوسیده.

00:11:33.735 --> 00:11:35.362
‫هرچند حتما یه مقدار
‫حقیقت هم توش بود.

00:11:50.544 --> 00:11:51.962
‫نوش جان.

00:11:57.968 --> 00:11:58.969
« هاوانا »

00:12:11.731 --> 00:12:12.940
‫خانم‌ها.

00:12:12.941 --> 00:12:14.276
‫داداش.

00:12:17.237 --> 00:12:19.780
‫من میرم به چندتا کار برسم.
‫از ناهارتون لذت ببرین.

00:12:19.781 --> 00:12:22.325
‫گند نزنیا. این یکی خاصه.

00:12:22.909 --> 00:12:23.910
‫وایولت.

00:12:27.080 --> 00:12:28.581
‫این رستوران عجب منظره‌ای داره.

00:12:28.582 --> 00:12:30.166
‫پنت هاوسه؟

00:12:30.167 --> 00:12:32.668
‫از اونم بهتر. خودت میبینی.

00:12:32.669 --> 00:12:34.171
‫اوه.

00:12:40.760 --> 00:12:43.179
‫اوه، خدای من.

00:12:43.180 --> 00:12:44.513
‫هوم‌هوم.

00:12:44.514 --> 00:12:46.056
‫چی... اه.

00:12:46.057 --> 00:12:50.061
‫هفتصد و پنجاه هزار لیتر آب نمک.

00:12:51.104 --> 00:12:52.856
‫کل رستوران دور همین ساخته شده.

00:12:55.275 --> 00:12:59.070
‫ولی من داشتم به یه چیز
‫یه کم خصوصیتر فکر میکردم.

00:12:59.571 --> 00:13:00.489
‫اوه.

00:13:04.034 --> 00:13:06.077
‫این...

00:13:07.996 --> 00:13:10.332
‫وای.

00:13:18.757 --> 00:13:21.259
‫امیدوارم رینا زیاد از من تعریف نکرده باشه.

00:13:21.760 --> 00:13:24.053
‫اون خیلی مشتاقه که من سر و سامون بگیرم.

00:13:24.054 --> 00:13:25.429
‫اون خیلی مهربونه.

00:13:25.430 --> 00:13:27.848
‫خب، شما دو تا خیلی تاثیر گذارین.

00:13:27.849 --> 00:13:31.894
‫به خصوص که تو سن خیلی کم
‫از پدر و مادرتون جدا شدین.

00:13:31.895 --> 00:13:33.896
‫اونا ترجیح میدادن
‫که ما هیچوقت خونه رو ترک نکنیم.

00:13:33.897 --> 00:13:37.692
‫فقط بمونیم
‫و کار خشک شویی‌ خانوادگی رو ادامه بدیم.

00:13:38.610 --> 00:13:41.153
‫من و رینا باید راه خودمون رو
‫تو دنیا پیدا میکردیم.

00:13:42.239 --> 00:13:43.949
‫آه. ممنونم.

00:13:45.659 --> 00:13:46.659
‫شامپاین.

00:13:46.660 --> 00:13:50.829
‫برای اون دعوای تو کافه‌مون.
‫هرچند، فکر نکنم بهش احتیاج پیدا کنیم.

00:13:50.830 --> 00:13:52.624
‫من صاحبان اینجا رو می‌شناسم.

00:13:53.416 --> 00:13:55.501
‫بهم اجازه دادن کل اینجا رو امشب اجاره کنم،

00:13:55.502 --> 00:13:59.380
‫محض احتیاط اگه یکی از دشمنام
‫سر و کلش پیدا بشه.

00:13:59.381 --> 00:14:02.341
‫برای همین بود که مجبور
‫شدم اول نیکولف رو بفرستم.

00:14:02.342 --> 00:14:03.843
‫نمیتونم تصور کنم.

00:14:04.386 --> 00:14:07.388
‫همیشه حواست به پشت سرت باشه.
‫هیچوقت ندونی به کی میتونی اعتماد کنی.

00:14:07.389 --> 00:14:09.432
‫میتونه خیلی سخت باشه.

00:14:10.183 --> 00:14:14.645
‫ولی اگه باعث بشه بتونم با زنی مثل تو
‫تنها باشم،

00:14:14.646 --> 00:14:16.273
‫مزایای خودشم داره.

00:14:17.023 --> 00:14:20.192
‫داشتم فکر میکردم،
‫با توجه به موفقیتت به عنوان یه تاجر،

00:14:20.193 --> 00:14:22.696
‫میتونم ازت چندتا راهنمایی بخوام؟

00:14:31.580 --> 00:14:33.789
‫میدونی، من این روزا خیلی
‫به قرار گذاشتن فکر میکنم.

00:14:33.790 --> 00:14:34.707
‫این یکی باید جالب باشه.

00:14:34.708 --> 00:14:37.876
‫سوفی و هری واقعاً باهوشن
‫و مسائل احساسی رو خوب درک میکنن.

00:14:37.877 --> 00:14:39.503
‫و بلدن چطور
‫در موردش با مردم حرف بزنن.

00:14:39.504 --> 00:14:41.214
‫و حتی اونام مشکل دارن.

00:14:42.340 --> 00:14:43.507
‫خب که چی؟

00:14:43.508 --> 00:14:46.303
‫خب که این اپلیکیشنا دشمن ما هستن.

00:14:46.970 --> 00:14:49.179
‫بی فکرن، بی لذتن،

00:14:49.180 --> 00:14:51.432
‫و دوستای ما هم
‫در برابرشون ناتوانن.

00:14:51.433 --> 00:14:53.392
‫ببین، من خودم تو یه رابطه‌ی عالی هستم،

00:14:53.393 --> 00:14:57.062
‫ولی آیا اگه پای اون ماشین‌های همسر
‫یابی وسط بود، اصلاً تو این رابطه بودم؟

00:14:57.063 --> 00:14:59.273
‫«اون یه زن انگلیسیه؟»

00:14:59.274 --> 00:15:01.734
‫یه ویدیو بهت نشون داد
‫و در مورد برادرم چی گفت؟

00:15:01.735 --> 00:15:03.527
‫ما تو دردسر افتادیم.

00:15:03.528 --> 00:15:07.656
‫نه بابا، ببین.
‫من، تو، هاردیسون، این که مشکلی نیست.

00:15:07.657 --> 00:15:10.200
‫همه چی داره خوب پیش میره.
‫- نه... مشکلی اونجا نیست.

00:15:10.201 --> 00:15:13.579
‫معلومه که این دروغه.
‫اون داره سعی میکنه به برادرم آسیب بزنه.

00:15:13.580 --> 00:15:15.123
‫همین الان میرم بهش خبر میدم.

00:15:17.417 --> 00:15:19.377
‫سوفی! رینا داره میاد.

00:15:20.086 --> 00:15:21.338
‫سوفی؟

00:15:23.506 --> 00:15:24.507
‫صدامون رو نمیشنوه.

00:15:26.593 --> 00:15:29.638
‫دیوارها.
‫با بتن مسلح ساخته شدن.

00:15:31.222 --> 00:15:34.224
‫یعنی وقتی سیم و توری
‫بین بتن میذارن.

00:15:34.225 --> 00:15:35.893
‫جوری ساختنش که ضد طوفان باشه.

00:15:35.894 --> 00:15:37.561
‫و چی، تو از بتن خالی بیشتر خوشت میاد؟

00:15:37.562 --> 00:15:40.564
‫نه... ما نمیتونیم اینجا
‫از بی سیم استفاده کنیم، پارکر.

00:15:40.565 --> 00:15:43.275
‫هر اتاق تو این هتل
‫یه قفس فارادی به حساب میاد.

00:15:43.276 --> 00:15:45.069
‫این یه نوع بتن خیلی خاصه.

00:15:45.070 --> 00:15:50.491
‫یه معدن سنگ یاقوت تو میانمار؟
‫آره، بله. فکر میکنم بتونم کمک کنم.

00:15:50.492 --> 00:15:52.743
‫در واقع شرکت مال مادرم بود.

00:15:52.744 --> 00:15:56.748
‫ولی شنیده که من خیلی از شما تعریف میکنم.

00:15:57.791 --> 00:15:59.626
‫تو... در مورد من باهاش حرف زدی؟

00:16:00.752 --> 00:16:01.753
‫خب...

00:16:03.338 --> 00:16:05.381
‫رابطه‌ی ما جدیه، مگه نه؟

00:16:05.382 --> 00:16:08.259
‫به... همون اندازه‌ای که تو بخوای جدیه.

00:16:09.678 --> 00:16:13.682
‫یه کم طول میکشه تا مقداری
‫سرمایه جور کنم ولی من قطعاً...

00:16:19.396 --> 00:16:21.398
‫ببخشید، وایولت.

00:16:27.570 --> 00:16:29.613
‫رینا... بهت گفتم که...

00:16:29.614 --> 00:16:32.616
‫«راجر نگفت اون زنی که
‫درباره ما میپرسه، انگلیسیه؟»

00:16:32.617 --> 00:16:36.496
‫«قسم میخورم اون مهماندار پروازمون،
‫داشت منو تعقیب میکرد.»

00:16:37.539 --> 00:16:39.498
‫«وایولت همون زن انگلیسیه.»

00:16:59.686 --> 00:17:02.105
‫همین الان یه داستان خیلی جالب شنیدم.

00:17:06.693 --> 00:17:09.237
‫هوم.
‫به نظر میاد نیروی کمکی رسیده.

00:17:11.072 --> 00:17:12.741
‫به نظر میاد باید خراب بشیم وسط قرارشون.

00:17:17.954 --> 00:17:21.958
‫خیلی خب. باید از این محافظا رد بشیم
‫و یه راه برای ورود پیدا کنیم.

00:17:29.924 --> 00:17:30.883
‫روز بخیر، آقایون.

00:17:30.884 --> 00:17:34.303
‫من مدیر این هتل هستم.

00:17:34.304 --> 00:17:35.889
‫اینجا ملک خصوصیه.

00:17:39.934 --> 00:17:40.768
‫باشه.

00:17:46.983 --> 00:17:48.192
‫برین. برین.

00:17:48.193 --> 00:17:49.610
‫عمراً بتونی!

00:17:49.611 --> 00:17:52.071
‫کارت خوب بود. خیلی باورت کردم.

00:17:52.906 --> 00:17:54.240
‫کی استخدامت کرده؟

00:17:54.824 --> 00:17:57.659
‫کار یکی از اون زنا بود؟
‫اونا همیشه از همه بی منطقترن.

00:17:57.660 --> 00:18:00.496
‫کلر؟ یا لینا بود؟

00:18:00.497 --> 00:18:04.626
‫نمیتونی منو شکست بدی، وایولت.
‫من یه امپراتوری ساختم.

00:18:05.251 --> 00:18:07.086
‫اوه، نیل. تو خیلی بامزه‌ای.

00:18:07.754 --> 00:18:10.088
‫ما دو تا میدونیم که سنگ‌های قیمتیت قلابیه.

00:18:10.089 --> 00:18:11.883
‫اوه، من در مورد سنگ‌های قیمتی حرف نمیزنم.

00:18:12.717 --> 00:18:18.013
‫منظورم معشوقه‌هاست. شاید ارزششون
‫کمتر باشه، ولی خیلی وفادارترن.

00:18:18.014 --> 00:18:21.476
‫و یکی‌شون همین الان به خواهرم زنگ زد
‫تا یه تهدید احتمالی رو بهش بگه.

00:18:22.060 --> 00:18:22.894
‫یه زن انگلیسی.

00:18:24.103 --> 00:18:26.814
‫مو قهوه‌ای. خط فک بی نقص.

00:18:28.107 --> 00:18:29.858
‫خیلی خنده‌داره،

00:18:29.859 --> 00:18:33.278
‫من هی پشت سر هم میگفتم
‫که دشمنام منو اینجا پیدا میکنن

00:18:33.279 --> 00:18:37.909
‫در حالی که تمام این مدت
‫یکی‌شون درست جلوی خودم بوده.

00:18:39.118 --> 00:18:41.912
‫خب، اتفاقی که قراره بیفته اینه.

00:18:41.913 --> 00:18:46.251
‫همین پایین بمون، هر چقدر که دوست داری.
‫شامپاینت رو تموم کن.

00:18:46.835 --> 00:18:48.670
‫و بعد دو تا از دوستای من،

00:18:49.254 --> 00:18:51.380
‫در واقع دوستای نیکولف،

00:18:51.381 --> 00:18:56.009
‫میان دنبالت
‫و تحویلت میدن به پلیس محلی،

00:18:56.010 --> 00:19:00.265
‫که من باهاشون
‫یه رابطه‌ی خیلی صمیمی دارم.

00:19:02.267 --> 00:19:03.560
‫خداحافظ، وایولت.

00:19:21.369 --> 00:19:24.873
‫راجر. رینا بهم گفت چیکار کردی.

00:19:25.748 --> 00:19:27.166
‫تو زندگی منو نجات دادی.

00:19:28.167 --> 00:19:29.419
‫منم جبران میکنم.

00:19:30.837 --> 00:19:32.589
‫دوستت دارم، راجر.

00:19:33.965 --> 00:19:35.008
‫دوستت دارم، عشق من.

00:19:38.219 --> 00:19:39.220
‫اه.

00:19:45.476 --> 00:19:49.105
‫اون مجبورت میکنه حرف نزنی،
‫چون میترسه آبروش رو ببری؟

00:19:49.731 --> 00:19:51.024
‫هوم.

00:19:51.608 --> 00:19:52.774
‫اون باید نیروی کمکی من باشه.

00:19:52.775 --> 00:19:54.401
‫هرچند خیلی کار هوشمندانه‌ایه،

00:19:54.402 --> 00:19:59.574
‫که تو یه اتاق پر از هفتصد و پنجاه
‫هزار لیتر آب، از اسلحه استفاده کنن.

00:20:00.992 --> 00:20:04.703
‫اوه. یکی از پنجره‌ها
‫حتماً ترک برداشته.

00:20:04.704 --> 00:20:06.204
‫الان فقط یه چکه کوچیک آبه،

00:20:06.205 --> 00:20:10.459
‫ولی به زودی فشار اون همه آب
‫روی شیشه‌ی ترک خورده و... بوم.

00:20:10.460 --> 00:20:12.337
‫البته، یه نیمه‌ی پر لیوان هم وجود داره.

00:20:13.379 --> 00:20:16.548
‫شاید قبل از اینکه کوسه‌ها بهمون برسن،
‫غرق بشیم.

00:20:16.549 --> 00:20:19.385
‫اوه، و البته نیل هم در امانه.
‫اون قطعاً بر نمیگرده.

00:20:20.011 --> 00:20:23.431
‫اوه، از اون طرف نه.
‫هیچوقت به موقع بیرون نمیری. از این طرف.

00:20:33.524 --> 00:20:35.484
‫صدای تیراندازی.

00:20:35.485 --> 00:20:38.528
‫پارکر. این یه شامپاین مدل ۸۲ ـه.

00:20:38.529 --> 00:20:39.614
‫هوم.

00:20:52.543 --> 00:20:54.294
‫شماها... شماها دقیقاً چطوری...

00:20:54.295 --> 00:20:57.297
‫من یه رفیق قاچاقچی دارم.
‫با قایقش یه مسافتی رو اومدیم.

00:20:57.298 --> 00:21:00.342
‫رفتیم تو انبار، با کلی میگو.
‫همه‌جامون بوی میگو گرفته.

00:21:00.343 --> 00:21:02.844
‫اوه، پسر. خیلی دلم میخواست موقع برگشت
‫با اون هواپیما بر میگشتم.

00:21:02.845 --> 00:21:05.264
‫تو نمیتونی همین‌جوری با یه هواپیما
‫پرواز کنی، پارکر. من خلبانی بلدم.

00:21:05.974 --> 00:21:08.684
‫برای یه سرقت از فرودگاه
‫تو سال ۲۰۰۵ یاد گرفتم.

00:21:08.685 --> 00:21:10.310
‫چرا گذاشتی من با هواپیما تا کوبا بیام؟

00:21:10.311 --> 00:21:12.396
‫چون پرواز کردن حال میده.
‫و میخواستم به تو هم حال بده.

00:21:12.397 --> 00:21:15.524
‫به هر حال، ما برگشتیم سر خونه‌ی اول.
‫هر سه تامون لو رفتیم.

00:21:15.525 --> 00:21:16.858
‫این تازه بدترین قسمتش نیست.

00:21:16.859 --> 00:21:18.777
‫حسابدار شهر کوچیک ما
‫یه مشتری جدید پیدا کرده.

00:21:18.778 --> 00:21:21.822
‫راجر الان مدیر مالی جدید نیله،
‫و مسئول کل پس اندازشه،

00:21:21.823 --> 00:21:23.532
‫که حدود سه میلیون دلار ارزش داره.

00:21:23.533 --> 00:21:25.659
‫و نیل به خاطر وفاداری راجر بهش پاداش داده

00:21:25.660 --> 00:21:27.577
‫بدون اینکه واقعاً
‫پاشو به نقشه‌ش باز کنه.

00:21:27.578 --> 00:21:29.079
‫این یه اشتباهه.

00:21:29.080 --> 00:21:33.250
‫ببینین، اگه نتونیم راجر رو قانع کنیم
‫که نیل یه کلاهبرداره،

00:21:33.251 --> 00:21:36.086
‫پس شاید بتونیم کاری کنیم که خودش
‫رد پول رو بگیره و قضیه رو بفهمه.

00:21:36.087 --> 00:21:38.880
‫در این حین، باید با یه طعمه‌ی جدید
‫اون رو به دام بندازیم.

00:21:38.881 --> 00:21:41.091
‫خب، من میتونم الگوریتم
‫«هارت‌فیلد» رو گول بزنم

00:21:41.092 --> 00:21:43.635
‫و قرارهای احتمالی‌ای که
‫برای نیل نمایش داده میشه رو دستکاری کنم،

00:21:43.636 --> 00:21:46.054
‫ولی هیچ راهی نیست
‫که بتونم اون یارو رو مجبور به انتخاب کنم.

00:21:46.055 --> 00:21:48.515
‫میدونی، میتونیم همین‌جوری دستش رو بشکنیم.
‫گرفتی چی میگم؟

00:21:48.516 --> 00:21:52.644
‫بعد یه پرستار مرد مهربون
‫وقتی داره استراحت میکنه، براش انتخاب کنه.

00:21:52.645 --> 00:21:55.564
‫نه. نمیتونیم مجبورش کنیم.
‫عشق زورکی نمیشه.

00:21:55.565 --> 00:21:58.984
‫من که گفتم «مهربون»، مگه نه؟
‫فکر کردم این یارو فقط دنبال پوله؟

00:21:58.985 --> 00:22:00.902
‫فکر نکنم.
‫پول مهمه،

00:22:00.903 --> 00:22:03.947
‫ولی ممکنه اون برای یه چیز
‫عمیقتر تو این کاره.

00:22:03.948 --> 00:22:07.117
‫پس، اون یه پکیج کامل می‌خواد.

00:22:07.118 --> 00:22:10.413
‫اصلاً کی رو میتونیم بفرستیم
‫که جای سوفی دِوِرو رو بگیره؟

00:22:19.464 --> 00:22:22.717
‫چی؟ من؟ شماها...

00:22:26.971 --> 00:22:27.972
‫باعث افتخارمه.

00:22:31.392 --> 00:22:34.686
‫خیلی خب، هری.
‫ببینیم تو چنته چی داری.

00:22:34.687 --> 00:22:36.521
‫اینو تو پاریس خریدم. بد نیست، هان؟

00:22:36.522 --> 00:22:38.483
‫اوه، هری، هری من.

00:22:39.108 --> 00:22:43.071
‫یه کم... جذبه کم داره.
‫ما جذبه لازم داریم.

00:22:44.030 --> 00:22:45.405
‫جذبه رو از کجا می‌خرن؟

00:22:45.406 --> 00:22:50.620
‫نه. جذبه خریدنی نیست. یه چیز درونیه.
‫باید آشکارش کنی.

00:22:51.204 --> 00:22:54.790
‫اوه، آرزوم داره به حقیقت میپیونده.
‫وقتشه از این رو به اون روت کنم!

00:22:57.043 --> 00:22:58.628
‫ما وقت این کارا رو نداریم

00:23:02.840 --> 00:23:06.259
‫عکس با ماهی.
‫جدی؟ هری؟ همون اول کاری؟

00:23:06.260 --> 00:23:10.014
‫فکر کنم خیلی خوبه. این عکس انگار
‫داره میگه، «من یه طعمه‌ی خوبم».

00:23:10.973 --> 00:23:12.516
‫اصلاً و ابداً.

00:23:12.517 --> 00:23:15.728
‫و چرا داری وانمود میکنی،
‫۱۲ سانت از قد واقعیت بلندتری؟

00:23:16.229 --> 00:23:18.731
‫چون یه جایی خوندم که
‫پادشاه‌های قد کوتاه الان مد شدن.

00:23:19.357 --> 00:23:22.275
‫خیلی خب. باشه. باید هر چیزی
‫که فکر میکردی میدونی رو فراموش کنی.

00:23:22.276 --> 00:23:25.445
‫حالا، تو «آرتور بِنِت» هستی. یه وکیل
‫که برای پرونده‌های عام‌المنفعه کار میکنه.

00:23:25.446 --> 00:23:26.696
‫یه پولدار قدیمی، بچه ناف «بیگ ایزی»...

00:23:26.697 --> 00:23:29.325
‫...که از وقتی شیرینی «بِینیه» اختراع شده
‫تو لوئیزیانا زندگی میکنه.

00:23:30.451 --> 00:23:32.245
‫حله.

00:23:36.749 --> 00:23:40.335
‫هری، اون لباسا کمکی نمیکنن
‫مگر اینکه خودت رو باور داشته باشی.

00:23:40.336 --> 00:23:41.711
‫منظورت اینه، «آرتور
‫بِنِت رو باور داشته باشم».

00:23:41.712 --> 00:23:42.922
‫نه.

00:23:44.465 --> 00:23:47.717
‫موضوع این نیست که آرتور رو مثل یه لباس
‫ تنت کنی...

00:23:47.718 --> 00:23:50.054
‫...چون هری واقعی به
‫اندازه‌ی کافی خوب نیست.

00:23:50.930 --> 00:23:52.056
‫تو یه نقشه‌ی طولانی،

00:23:52.640 --> 00:23:55.308
‫موضوع اینه که
‫اون بخش‌هایی از خودت رو پیدا کنی-

00:23:55.309 --> 00:23:56.768
‫-اعتماد به نفس، استایل، شفقت-

00:23:56.769 --> 00:24:00.272
‫-اون آسیب‌پذیری‌ای که از قبل داری-
‫و بهشون فرصت خودنمایی بدی.

00:24:00.273 --> 00:24:04.860
‫فقط بعضی وقتا راحتره که اون صدا
‫رو به عنوان یه شخص دیگه بیان کنی.

00:24:04.861 --> 00:24:06.278
‫با یه اسم دیگه.

00:24:06.279 --> 00:24:07.446
‫به عنوان آرتور.

00:24:08.656 --> 00:24:12.117
‫ببین، هری ویلسون دل شکسته بود...

00:24:12.118 --> 00:24:14.411
‫...و برای مدتی،
‫خیلی به خودش سخت میگرفت.

00:24:14.412 --> 00:24:15.829
‫بیشتر از چیزی که حقش بود.

00:24:15.830 --> 00:24:18.999
‫فکر کنم...
‫فکر کنم حقم همون بود.

00:24:19.000 --> 00:24:23.211
‫اجازه بده آرتور بِنِت
‫برای مدتی بار تو رو به دوش بکشه.

00:24:23.212 --> 00:24:25.188
‫و اگه خوش شانس
‫باشی، وقتی اون کنار میره،

00:24:25.200 --> 00:24:27.424
‫می‌تونی تمام نقاط قوتش
‫رو برای خودت نگه داری.

00:24:27.425 --> 00:24:30.011
‫نقاط قوتی که
‫حتی نمیدونستی داری.

00:24:33.139 --> 00:24:34.806
‫می‌دونی الان چی به ذهنم رسید؟

00:24:34.807 --> 00:24:37.518
‫من نمیدونم سوفی دِوِرو
‫اسم واقعیت هست یا نه.

00:24:38.978 --> 00:24:39.979
‫هوم.

00:24:42.106 --> 00:24:42.940
‫نه.

00:24:48.196 --> 00:24:49.488
‫درسته؟

00:24:50.573 --> 00:24:52.073
‫من قانع شدم.

00:24:52.074 --> 00:24:54.659
‫ما باید قرار گذاشتن سنتی رو
‫از دست این اپلیکیشنا نجات بدیم.

00:24:54.660 --> 00:24:56.745
‫پارکر، تو اصلاً قرار گذاشتن سنتی رو
‫نمیفهمی.

00:24:56.746 --> 00:24:58.163
‫تو هم نمی‌فهمی.

00:24:58.164 --> 00:25:00.582
‫مـ... معلومه که میفهمم. قرار گذاشتن سنتی.

00:25:00.583 --> 00:25:04.502
‫یعنی با یکی آشنا میشی، حرف میزنی. خب؟
‫علایق مشترکتون رو پیدا میکنین.

00:25:04.503 --> 00:25:06.838
‫و بعد شاید اعزام بشی
‫به یه منطقه‌ی جنگی...

00:25:06.839 --> 00:25:08.840
‫...و دیگه نتونی
‫اونقدر با اون آدم حرف بزنی.

00:25:08.841 --> 00:25:12.135
‫شاید با یکی دیگه آشنا بشی.
‫شاید تو منطقه‌ی جنگی با یکی آشنا بشی.

00:25:12.136 --> 00:25:13.638
‫آره، و علایق مشترکتون رو پیدا میکنین.

00:25:16.098 --> 00:25:17.891
‫بعد شاید بری یه مأموریت نجات

00:25:17.892 --> 00:25:20.477
‫و اون رابطه تموم بشه...

00:25:20.478 --> 00:25:23.688
‫وقتی با صدای بلند میگم،
‫شاید تجربه‌ی همه‌ی آدما نباشه،

00:25:23.689 --> 00:25:25.607
‫ولی مشکل از اپ‌های قرار گذاشتن
‫نیست.

00:25:25.608 --> 00:25:28.526
‫اونا پدر و مادرای واقعی ما هستن، الیوت.

00:25:28.527 --> 00:25:30.570
‫ماشین‌ها.

00:25:30.571 --> 00:25:31.655
‫ببین، بهش فکر کن.

00:25:31.656 --> 00:25:33.749
‫اگه الگوریتما دارن تصمیم
‫میگیرن ما با کی قرار

00:25:33.761 --> 00:25:35.910
‫بذاریم، پس الگوریتما
‫نسل آینده‌ی ما رو میسازن.

00:25:36.827 --> 00:25:38.162
‫نمی‌فهمی؟

00:25:38.788 --> 00:25:40.455
‫ببین، وقتی اینجوری میگی...
‫ولی این...

00:25:40.456 --> 00:25:42.207
‫آره. دیشب با هاردیسون حرف زدم.
‫- هوم.

00:25:42.208 --> 00:25:43.667
‫اون با این قضیه موافقه.

00:25:43.668 --> 00:25:47.712
‫اون همه‌ش می‌گفت، «آره. حتماً، عزیزم.»
‫خیلی زیاد.

00:25:47.713 --> 00:25:50.632
‫اون فکر می‌کنه ما باید این اپ‌های
‫قرار گذاشتن رو برای همیشه نابود کنیم.

00:25:50.633 --> 00:25:52.218
‫تا بشریت رو آزاد کنیم.

00:25:55.346 --> 00:25:56.389
‫اوه! خودشه.

00:25:59.725 --> 00:26:00.767
‫خیلی خب.

00:26:00.768 --> 00:26:02.435
‫ما آماده‌ایم.

00:26:06.607 --> 00:26:07.733
‫اوه.

00:26:11.112 --> 00:26:12.697
‫آره.

00:26:16.784 --> 00:26:17.785
‫بیا، من انجامش میدم.

00:26:59.660 --> 00:27:05.333
‫اینو باش.
‫نیل و آرتور با هم جور شدن.

00:27:14.175 --> 00:27:16.344
‫«راجر، اف‌بی‌آی.»

00:27:17.094 --> 00:27:19.429
‫من مأمور ویژه «دینِرو» هستم.
‫ایشون هم مأمور ویژه «پاوند».

00:27:19.430 --> 00:27:20.348
‫میتونیم بیایم تو؟

00:27:22.641 --> 00:27:25.101
‫ما داشتیم رد یه مبلغ پول کلان رو
‫میزدیم.

00:27:25.102 --> 00:27:29.273
‫این پول از یه حسابی که
‫تو بمبئی باز شده بود، اومده.

00:27:30.816 --> 00:27:31.816
‫شما تو ۲۲ ساعت گذشته

00:27:31.817 --> 00:27:34.861
‫اختیار یه حساب مالی رو به دست گرفتین
‫یا نه؟

00:27:34.862 --> 00:27:37.155
‫امم، خب، بله، ولی من اون مردی
‫که بهم این دسترسی رو داد میشناسم...

00:27:37.156 --> 00:27:38.782
‫ممنونم.

00:27:38.783 --> 00:27:41.159
‫و شما میدونستین که

00:27:41.160 --> 00:27:43.661
‫اون پول ممکنه به صورت
‫غیر قانونی به دست اومده باشه؟

00:27:43.662 --> 00:27:45.247
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم، راجر.

00:27:46.248 --> 00:27:49.959
‫تا حالا چیزی در مورد
‫شستن، خشک کردن، و چرخوندن شنیدی؟

00:27:49.960 --> 00:27:52.754
‫پولشویی؟
‫نه، اصلاً و ابداً.

00:27:52.755 --> 00:27:56.633
‫من برای این پول مدارک معتبری دارم
‫که به یه میلیاردر میرسه.

00:27:56.634 --> 00:27:58.552
‫و مطمئنی همه‌ش مال اونه؟

00:28:01.889 --> 00:28:04.474
‫اوه، خدای من. نکنه...

00:28:04.475 --> 00:28:09.562
‫خب، خواهرش... شرط میبندم، خب،
‫اون داره پشت سرش پولشویی میکنه.

00:28:09.563 --> 00:28:11.857
‫میتونم بهش خبر بدم.

00:28:14.151 --> 00:28:17.320
‫ببین، من اگه جات بودم اول یه چکی میکردم.

00:28:17.321 --> 00:28:20.616
‫چون اگه بهش خبر بدی،
‫و آخرش معلوم بشه گناهکاره،

00:28:21.283 --> 00:28:24.494
‫اونوقت ممکنه تو هم به عنوان
‫همدست گیر بیفتی.

00:28:24.495 --> 00:28:28.958
‫که برای ما خوبه، ولی برای تو بد میشه.

00:28:30.292 --> 00:28:34.212
‫پس، اون همین‌جوری کلید شهر رو بهت داد
‫و دیگه هیچوقت باهات تماس نگرفت؟

00:28:34.213 --> 00:28:37.715
‫نه نه. باهام تماس گرفت.
‫دست از سرم بر نمیداشت.

00:28:37.716 --> 00:28:40.260
‫در واقع، مجبور شدم از وکیلم بخوام
‫براش حکم منع نزدیکی(حفظ فاصله) بگیرم.

00:28:43.514 --> 00:28:46.224
‫تو واقعاً تو این شهر
‫برای خودت کسی هستی، نه؟

00:28:46.225 --> 00:28:49.436
‫خب، من خیلی دوست دارم
‫نیواورلئان رو بهت نشون بدم.

00:28:49.437 --> 00:28:53.731
‫خیلی دوست دارم نیواورلئان
‫واقعی رو بهت نشون بدم.

00:28:55.276 --> 00:28:56.569
‫بابا؟

00:29:12.793 --> 00:29:15.962
‫میشه لطفاً فقط یه لحظه منو ببخشی؟

00:29:17.590 --> 00:29:18.841
‫آه.

00:29:21.218 --> 00:29:23.553
‫بکی!
‫خیلی متاسفم. من دیگه میرم.

00:29:23.554 --> 00:29:26.556
‫نه، نه، نه. چیزی که دیدی اون چیزی
‫نبود که به نظر میاد. البته شایدم بود.

00:29:26.557 --> 00:29:28.225
‫ولی اون چیزی نیست که فکر میکنی.
‫بابا. بابا، بس کن.

00:29:30.102 --> 00:29:31.936
‫خیلی خوشحالم
‫که بالاخره یه قرار خوب پیدا کردی.

00:29:31.937 --> 00:29:34.063
‫من اینجا بودم تا برای یه کار درخواست بدم
‫و بعد دیدم شما دو تا...

00:29:34.064 --> 00:29:36.900
‫...جوری که به هم نگاه میکنین...
‫باورم نمیشه که خرابش کردم.

00:29:36.901 --> 00:29:39.986
‫هی. اولاً، نه.
‫تو هیچوقت نمی‌تونی چیزی رو خراب کنی.

00:29:39.987 --> 00:29:42.072
‫الان دیگه همه چی خیلی منطقی به نظر میاد.

00:29:42.990 --> 00:29:45.618
‫و منظورم اینه، میدونستم یه دلیلی
‫داره که تو نمیتونی...

00:29:46.118 --> 00:29:47.827
‫...از نظر احساسی برای هیچکدوم
‫از شریکای زندگیت در دسترس باشی.

00:29:47.828 --> 00:29:51.247
‫آره.
‫یعنی... مامانت اینو گفت؟

00:29:51.248 --> 00:29:53.333
‫و فکر کنم تو هم
‫به یکی دو تا چیز اشاره کردی...

00:29:53.334 --> 00:29:54.459
‫...که تو جشن «ماردی گرا» اتفاق افتاده.

00:29:54.460 --> 00:29:57.045
‫من... اون مال خیلی وقت پیش بود،
‫قبل از اینکه تو به دنیا بیای.

00:29:57.046 --> 00:29:58.713
‫یادم نمیاد در موردش بهت گفته باشم.

00:29:58.714 --> 00:30:02.634
‫تو باید برگردی سر قرارت. باشه؟
‫ولی بعداً برای تعریف کردن زنگ بزن. خب؟

00:30:02.635 --> 00:30:06.430
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم. خیلی دوستت دارم.

00:30:08.057 --> 00:30:09.891
‫خب. هه.

00:30:09.892 --> 00:30:13.979
‫خب بچه‌ها، نیل رفت. مـ...من همین
‫الان نیل رو پروندم. فکر کنم گند زدم.

00:30:15.189 --> 00:30:16.398
‫نیل.
‫- سلام.

00:30:17.233 --> 00:30:19.317
‫فقط اومدم مطمئن بشم
‫همه چی مرتبه،

00:30:19.318 --> 00:30:20.818
‫ولی بعد نتونستم جلوی خودمو بگیرم و...

00:30:20.819 --> 00:30:23.404
‫...مکالمه‌ای که با دخترت داشتی
‫رو شنیدم.

00:30:23.405 --> 00:30:24.364
‫آره.

00:30:24.365 --> 00:30:27.243
‫قشنگ بود. من...

00:30:28.702 --> 00:30:31.413
‫کاش منم میتونستم یه همچین لحظه‌ای
‫با پدر و مادرم داشته باشم.

00:30:33.165 --> 00:30:36.585
‫بیا. پیش غذامون
‫الان سرو میشه.

00:30:41.131 --> 00:30:43.758
‫شصت و شش تا پیامک.

00:30:43.759 --> 00:30:45.344
‫داره میپرسه چه مدل ماشینایی دوست دارم.

00:30:46.428 --> 00:30:48.137
‫و همین الان یه پیغام صوتی هم گذاشت.

00:30:48.138 --> 00:30:51.517
‫خب، زیاد هیجان زده نشو.
‫این جور آدما خیلی سریع سرد میشن.

00:30:55.980 --> 00:30:59.148
‫یکی اینا رو برای آرتور
‫بیرون صندوق پستی‌ش گذاشته.

00:30:59.149 --> 00:31:01.818
‫خدای من، چقدر سریع حرکت میکنه.

00:31:01.819 --> 00:31:03.778
‫اون میدونه تو عاشق گل رزی.

00:31:03.779 --> 00:31:04.862
‫باید ازش تشکر کنم.

00:31:04.863 --> 00:31:07.240
‫نه، نه، نه، نه.

00:31:07.241 --> 00:31:09.867
‫باید دست بالا رو بگیری.
‫خودت رو دست نیافتنی نشون بده.

00:31:09.868 --> 00:31:13.079
‫ولی اون تمام شب بهم پیام داده و
‫من جواب ندادم. این بی ادبیه به نظرم.

00:31:13.080 --> 00:31:15.957
‫دنبال کسی افتادن
‫اینطوریه؟

00:31:17.042 --> 00:31:19.168
‫تو رو خدا کاری نکن
‫برات دلم بسوزه.

00:31:19.169 --> 00:31:20.253
‫باشه.
‫- اون چیه؟

00:31:20.254 --> 00:31:22.005
‫چشمات رو با این نوازش بده.

00:31:22.006 --> 00:31:27.427
‫زمین آرتور. فوق العادست.
‫بکر. یه پکیج کامل.

00:31:27.428 --> 00:31:32.098
‫مرحله‌ی دوم. کاری کردیم نیل جعبه
‫رو باز کنه. اینم جایزه‌ی مخفی داخلشه.

00:31:32.099 --> 00:31:33.349
‫نیل...نیل همین الان داره بهم زنگ میزنه.

00:31:33.350 --> 00:31:34.768
‫اوه.

00:31:35.269 --> 00:31:37.186
‫چیکار... بیا.
‫نمیتونم جواب بدم.

00:31:37.187 --> 00:31:40.356
‫یالا.
‫آرتور بِنِت چیکار میکرد؟

00:31:40.357 --> 00:31:41.900
‫دم رو غنیمت میشمرد.

00:31:44.653 --> 00:31:45.570
‫«آرتور، سلام.»

00:31:45.571 --> 00:31:47.614
‫هی، خودتی. کم پیدایی.

00:31:47.615 --> 00:31:50.700
‫«ببین، می‌دونم که خیلی پیام دادم
‫و احتمالاً...»

00:31:50.701 --> 00:31:53.161
‫«...الان دارم مثل یه آدم دیوونه
‫به نظر میام،»

00:31:53.162 --> 00:31:55.371
‫«ولی فقط می‌خواستم...»
‫هی. چـ...

00:31:55.372 --> 00:31:57.540
‫«...که...که تو رو به یه...»
‫میدونی من میخوام چیکار کنم؟

00:31:57.541 --> 00:32:01.128
‫من میخوام... من میخوام... من دوست دارم
‫تو رو به یه جای خاص ببرم.

00:32:02.630 --> 00:32:04.923
‫دقیقاً چی
‫تو ذهنت بود؟

00:32:12.264 --> 00:32:15.893
‫پدر و مادرم اینجا رو دوست داشتن.
‫این دومین خونه‌ی تابستونی ما بود.

00:32:16.393 --> 00:32:17.645
‫و چهارمین خونه‌ی زمستونی‌مون.

00:32:19.146 --> 00:32:21.690
‫بیشترش الان مثل انباری شده
‫از وقتی که فوت کردن.

00:32:22.608 --> 00:32:25.193
‫هر روز پیش نمیاد
‫که من تو این مِلک قدم بزنم...

00:32:25.194 --> 00:32:26.570
‫...اونم با کسی به این خاصی.

00:32:28.864 --> 00:32:30.324
‫بچه‌ها!

00:32:31.033 --> 00:32:33.868
‫خیلی لطف کردی
‫که منو هم دعوت کردی، آرتور.

00:32:33.869 --> 00:32:36.454
‫یادم نمیاد اون
‫تو رو دعوت کرده باشه.

00:32:36.455 --> 00:32:38.039
‫یه ناهار کوچیک آماده کردم.

00:32:38.040 --> 00:32:40.416
‫فقط برای آخرین بار میخوام
‫یه نگاه به اینجا بندازم و بعد میام تو.

00:32:40.417 --> 00:32:41.959
‫واسه آخرین بار؟

00:32:41.960 --> 00:32:43.587
‫آره، این آخرین روزیه که من میام اینجا.

00:32:44.088 --> 00:32:46.255
‫من آخر هفته
‫کل این زمین رو اهدا میکنم.

00:32:46.256 --> 00:32:49.592
‫همین‌جوری میبخشیش؟

00:32:49.593 --> 00:32:53.888
‫این زمین با پول حاصل از
‫برده داری خریداری و اداره شده.

00:32:53.889 --> 00:32:55.724
‫فکر کردن بهش هم حالم رو بد میکنه.

00:32:56.850 --> 00:32:58.726
‫حالا، میخوام اون رو به جامعه برگردونم.

00:32:58.727 --> 00:33:02.105
‫شاید یه شهرک برای هنرمندا راه بندازم.

00:33:02.106 --> 00:33:04.440
‫به علاوه، کلی نفت دست نخورده
‫زیر این زمینه...

00:33:04.441 --> 00:33:06.317
‫...که اصلاً حوصله‌ی سر
‫و کله زدن باهاش رو ندارم.

00:33:06.318 --> 00:33:08.028
‫ببخشید.

00:33:09.238 --> 00:33:12.990
‫آقای «ویندی‌نک». برای آخرین بار میگم،
‫من علاقه‌ای به فروش ندارم.

00:33:12.991 --> 00:33:16.995
‫این تیکه‌ی کوچیک از بهشت
‫هیچوقت یکی از کازینوهای شما نمیشه، قربان.

00:33:23.627 --> 00:33:26.755
‫شیرینی‌های «بِینیه‌ی» معروف ما.

00:33:28.340 --> 00:33:30.633
‫آرتور، باید با هم بریم خرید.

00:33:30.634 --> 00:33:34.345
‫میخوام بعد از اینکه امروز ما
‫رو مهمون کردی، برات جبران کنم.

00:33:35.764 --> 00:33:39.058
‫اول، باید در مورد زمینی
‫که آرتور داره میبخشه حرف بزنیم.

00:33:39.059 --> 00:33:41.978
‫باید خیلی، براش احساسی باشه.

00:33:41.979 --> 00:33:45.398
‫بله. بله همینطوره.
‫خیلی دلم براش تنگ میشه.

00:33:45.399 --> 00:33:48.025
‫آرتور، از بچگیت تو این ملک برامون بگو.

00:33:48.026 --> 00:33:51.696
‫اوه. من و مامان و بابا
‫هر صبح تابستون اسب سواری میکردیم.

00:33:51.697 --> 00:33:54.658
‫ برادر جان، اون ما رو آورده اینجا
‫تا این زمین رو بهمون نشون بده.

00:33:55.701 --> 00:33:59.078
‫به عنوان یه تاجر، موافق نیستی
‫که یه شخص ثالث مورد اعتماد...

00:33:59.079 --> 00:34:01.707
‫...مدیریتش کنه، بهتر از دولته؟

00:34:03.083 --> 00:34:05.835
‫آرتور، دهنتو بازش کن...

00:34:09.173 --> 00:34:12.175
‫میتونم چند لحظه خصوصی باهات حرف بزنم؟

00:34:15.053 --> 00:34:16.054
‫یه لحظه.

00:34:16.764 --> 00:34:18.806
‫خدایا، داری چه غلطی میکنی؟

00:34:18.807 --> 00:34:21.601
‫اگه معامله رو جوش بدیم، میتونیم این
‫زمین رو بخریم و پولمون رو سه برابر کنیم.

00:34:21.602 --> 00:34:23.770
‫تو داری رسماً گند میزنی توش.

00:34:23.771 --> 00:34:26.147
‫اگه اون میخواد زمین رو به دولت بده،
‫این تصمیم خودشه، نه؟

00:34:26.148 --> 00:34:28.984
‫جوری حرف میزنی انگار
‫عاشق یارو شدی.

00:34:31.111 --> 00:34:32.361
‫بگو که اینطور نیست.

00:34:32.362 --> 00:34:33.947
‫«عشق» کلمه‌ی سنگینیه.

00:34:34.615 --> 00:34:36.116
‫من میگم، «ازش خوشم میاد».

00:34:38.368 --> 00:34:39.661
‫اونم خیلی زیاد.

00:34:40.537 --> 00:34:43.790
‫مگه این چه اشکالی داره؟
‫ما دنبال رابطه‌های طولانی مدت نیستیم.

00:34:43.791 --> 00:34:46.250
‫«ما»؟ «ما» کیه؟

00:34:46.251 --> 00:34:49.797
‫این عملیات منه.
‫و من براش نقشه دارم.

00:34:50.297 --> 00:34:53.258
‫من و آرتور یه عروسی کوچیک و دنج
‫تو مریلند میگیریم.

00:34:53.926 --> 00:35:00.556
‫و بعد، آرتور تو یه تصادف
‫غم انگیز و مرموز میمیره.

00:35:00.557 --> 00:35:02.934
‫و من تمام میلیون‌ها دلارش رو به ارث میبرم.

00:35:02.935 --> 00:35:07.314
‫مراسم خاکسپاری هم
‫فقط با حضور خانواده‌ی درجه یک برگزار میشه.

00:35:08.774 --> 00:35:12.068
‫شاید تو اون چهره‌ی زیبایی باشی
‫که طعمه‌ها رو به دام میندازه،

00:35:12.069 --> 00:35:14.570
‫ولی منم که اونا رو تلکه میکنم.

00:35:14.571 --> 00:35:17.156
‫من اولین دلارمون رو برداشتم
‫و تبدیلش کردم به میلیون‌ها دلار.

00:35:17.157 --> 00:35:18.741
‫تو به یه قرونش هم دست نزدی.

00:35:20.452 --> 00:35:22.287
‫خیلی خوش شانسی
‫که مامان الان اینجا نیست.

00:35:22.871 --> 00:35:24.705
‫چون حتی وقتی داشت ما رو کتک میزد،

00:35:24.706 --> 00:35:28.836
‫اونقدر عقل داشت که بفهمه
‫تو بدون من نمیتونی این کار رو بکنی.

00:35:29.461 --> 00:35:30.671
‫خیلی خب.

00:35:32.881 --> 00:35:37.469
‫دارم به راجر پیام میدم که دسترسی تو
‫رو به تمام حسابامون ببنده.

00:35:47.062 --> 00:35:51.274
‫یعنی من باید با این یارو
‫ازدواج کنم؟

00:35:51.275 --> 00:35:55.111
‫هری، نفس عمیق بکش.
‫کارمون هنوز تموم نشده.

00:35:55.112 --> 00:35:59.575
‫نظرت در مورد داستانِ «جوجه اردک زشت» چیه؟
‫یا، یه چیزی برعکس کتاب «شب دوازدهم»؟

00:36:00.075 --> 00:36:02.243
‫نه. هری لحظه‌ی سیندرلایی خودش و تجربه کرد.

00:36:02.244 --> 00:36:06.415
‫ولی همیشه یه اتفاقی بعد از
‫«و به خوبی و خوشی زندگی کردند» میفته.

00:36:07.040 --> 00:36:10.001
‫فکر کنم داره بر میگرده.

00:36:10.002 --> 00:36:13.546
‫هری، ساعت از دوازده گذشته.
‫وقتشه بهش بگی واقعاً کی هستی.

00:36:13.547 --> 00:36:14.715
‫اینو بهش بگو.

00:36:17.718 --> 00:36:20.845
‫متاسفم که خواهرت
‫مجبور شد اینقدر زود بره.

00:36:20.846 --> 00:36:22.431
‫نباش. بالاخره تنها شدیم.

00:36:24.141 --> 00:36:28.687
‫من ازت خوشم میاد، آرتور.
‫حس میکنم میتونم پیش تو خود واقعیم باشم.

00:36:29.313 --> 00:36:30.898
‫منم دقیقاً همین حس رو دارم.

00:36:31.940 --> 00:36:35.235
‫خیلی وقته منتظرم کسی رو پیدا کنم
‫که بتونه منو بی قید و شرط دوست داشته باشه.

00:36:36.153 --> 00:36:37.945
‫برای همینه که حس میکنم
‫باید باهات صادق باشم...

00:36:37.946 --> 00:36:40.406
‫...و بگم که من اون مردی نیستم
‫که تو فکر میکنی.

00:36:40.407 --> 00:36:41.491
‫حداقل دیگه نیستم.

00:36:42.200 --> 00:36:44.285
‫این زمین تنها دارایی منه.

00:36:44.286 --> 00:36:47.706
‫من هر چیزی که با پول کثیف
‫خانواده‌م خریده شده بود رو بخشیدم.

00:36:49.625 --> 00:36:50.751
‫می‌خوام از نو شروع کنم.

00:36:53.420 --> 00:36:55.338
‫همه‌چیز رو؟
‫- بله.

00:36:55.339 --> 00:36:58.008
‫همه‌ی خونه‌ها رو؟
‫- بله!

00:36:58.842 --> 00:37:00.218
‫قایق تفریحی رو؟
‫- بله.

00:37:01.053 --> 00:37:03.387
‫جت پک رو؟
‫- همه‌ش. همه‌ش رفته.

00:37:03.388 --> 00:37:06.933
‫من و تو میتونیم یه زندگی داشته باشیم که
‫کاملاً از قید و بند پول آزاد باشه.

00:37:06.934 --> 00:37:08.935
‫آره، اگه...
‫فقط یه فکره.

00:37:08.936 --> 00:37:13.856
‫من این زمین رو بخرم
‫و برات ازش نگه داری کنم.

00:37:13.857 --> 00:37:16.944
‫شاید یه روزی دوباره بخوایش
‫و منم خوب ازش مراقبت میکنم.

00:37:19.112 --> 00:37:19.987
‫برین تو.

00:37:32.042 --> 00:37:34.544
‫بیست میلیون دلار. این قیمت منه.

00:37:35.545 --> 00:37:38.965
‫برای کسی به ثروتمندی تو،
‫این پول خورده، آرتور بِنِت.

00:37:38.966 --> 00:37:43.427
‫و بعد من میرم پی کارم.
‫با جتم. با پولم.

00:37:43.428 --> 00:37:45.597
‫رینا، وایسا. تو نمیفهمی.

00:37:47.391 --> 00:37:50.267
‫نیکولِف!

00:37:50.268 --> 00:37:53.855
‫اون الان محافظ منه.
‫تو دیگه باهاش حرف نمیزنی.

00:37:54.982 --> 00:37:56.899
‫فقط پول رو واریز کن، آرتور.

00:37:56.900 --> 00:37:58.693
‫آرتور این پول رو نداره!

00:37:58.694 --> 00:38:00.152
‫اون همه چیز رو بخشیده!

00:38:00.153 --> 00:38:03.365
‫این غیرممکنه.
‫آرتور؟

00:38:06.994 --> 00:38:08.179
‫« سرمایه دار بزرگ نیواورلئان کل
‫ثروتش رو بخشید، حتی جت‌پک‌هاش رو »

00:38:08.245 --> 00:38:11.999
‫اوه، نه. اوه، نه. این نمیتونه واقعی باشه.

00:38:15.711 --> 00:38:16.627
‫تو این کار رو کردی!

00:38:16.628 --> 00:38:20.298
‫باشه، باشه. بیا...بیا کار
‫غیر منطقی نکنیم.

00:38:21.675 --> 00:38:24.135
‫اوه، خدای من.

00:38:24.136 --> 00:38:26.470
‫یکی باید پول منو بده!

00:38:27.472 --> 00:38:29.808
‫و اگه قرار نیست آرتور باشه...

00:38:30.434 --> 00:38:32.810
‫هان؟
‫باشه، باشه! باشه! باشه!

00:38:32.811 --> 00:38:35.980
‫مـ...من میتونم پولت رو جور کنم!
‫اون سه میلیون دلار ما.

00:38:35.981 --> 00:38:38.942
‫فقط...فقط بذار به راجر زنگ بزنم.

00:38:39.484 --> 00:38:41.278
‫راجر، آره. راجر.

00:38:42.696 --> 00:38:44.822
‫راجر.

00:38:46.908 --> 00:38:49.493
‫اوه، اوه. راجر. راجر، خدا رو شکر.

00:38:49.494 --> 00:38:51.620
‫دشمنام بهم رسیدن.

00:38:51.621 --> 00:38:54.457
‫باید سه میلیون دلار
‫رو به حساب رینا واریز کنی.

00:38:54.458 --> 00:38:55.541
‫به حساب رینا.

00:38:55.542 --> 00:38:57.836
‫قول می‌دم، پول بیشتری
‫برای جایگزین کردنش واریز بشه.

00:38:58.628 --> 00:39:02.965
‫«جداً؟ باید پول واریز کنی؟
‫چقدر مبتکرانه.»

00:39:02.966 --> 00:39:07.053
‫راجر، اونا...اونا یه اسلحه
‫سمت سر من گرفتن!

00:39:07.054 --> 00:39:10.598
‫«ببین. به صورتم نگاه کن.
‫دارم خونریزی میکنم.»

00:39:10.599 --> 00:39:13.684
‫اوه، این دفعه چیه؟
‫رنگه یا سس کچاپ؟

00:39:13.685 --> 00:39:16.228
‫راجر! این خونه!

00:39:16.229 --> 00:39:18.940
‫من رد پول رو گرفتم
‫و حقیقت رو فهمیدم.

00:39:19.483 --> 00:39:20.942
‫تو هیچوقت پولم رو پس نمیدی.

00:39:21.943 --> 00:39:23.861
‫و تو...
‫و تو هیچوقت دوستم نداشتی.

00:39:23.862 --> 00:39:28.574
‫نه! این...این...
‫این بحث مرگ و زندگیه!

00:39:28.575 --> 00:39:32.204
‫تنهایی سخته، ولی باید یاد بگیرم
‫خودم رو دوست داشته باشم.

00:39:34.289 --> 00:39:35.290
‫خداحافظ، نیل.

00:39:36.500 --> 00:39:38.627
‫نه! اوه.

00:39:41.338 --> 00:39:44.632
‫آرتور، لطفاً بهم بگو هنوز یه مقداری
‫از اون پول کثیف رو یه جایی قایم کردی.

00:39:44.633 --> 00:39:47.177
‫نیل، من حتی از توام بدبخترم.

00:39:52.474 --> 00:39:56.769
‫رینا! منو با خودت ببر! تو خودت
‫رو ثابت کردی، باشه؟ من اشتباه کردم!

00:39:56.770 --> 00:39:58.437
‫خودت راه خونه رو پیدا کن، نیل!

00:39:58.438 --> 00:40:02.317
‫من یه بار نجاتت دادم! دارم التماست
‫میکنم تو هم لطفم رو جبران کنی!

00:40:05.904 --> 00:40:08.739
‫ممنونم.
‫ممنونم. اوه، خدای من.

00:40:08.740 --> 00:40:09.699
‫برو.

00:40:10.200 --> 00:40:13.077
‫آه. اوه.

00:40:13.078 --> 00:40:14.996
‫باورم نمیشه. دارن فرار میکنن.

00:40:26.216 --> 00:40:27.592
‫نه، هری.
‫با اون بازی نکن.

00:40:27.592 --> 00:40:28.677
« فرودگاه بمبئی »

00:40:34.349 --> 00:40:36.017
‫چیزی هست که بخواین بگین؟

00:40:45.861 --> 00:40:48.904
‫من یه عالمه پول
‫و جواهر از خونه‌ش کش رفتم.

00:40:48.905 --> 00:40:51.366
‫و معلوم شد همه‌ش قلابیه.

00:40:51.867 --> 00:40:53.284
‫هنوز اون وسایل رو دارم.

00:40:53.285 --> 00:40:58.665
‫برگردوندن چیزای دزدی به صاحب
‫اصلی‌شون همیشه حس خوبی داره

00:40:59.916 --> 00:41:01.084
‫اوه، نه.

00:41:02.419 --> 00:41:03.794
‫نه، نه. اینا مال من نیستن.

00:41:03.795 --> 00:41:06.297
‫مال اونه!

00:41:06.298 --> 00:41:08.132
‫اینا تو کیف توئه! تو اونجا قایمشون کردی!

00:41:08.133 --> 00:41:09.717
‫اینا وسایل صحنه‌ی نمایش توئه!

00:41:09.718 --> 00:41:11.802
‫مال ماست!
‫- نه...

00:41:11.803 --> 00:41:13.179
‫نه... مال اونه!

00:41:13.180 --> 00:41:18.727
‫نه، نه، نه! ولم کنین!

00:41:20.061 --> 00:41:22.462
‫نیل برگشته بمبئی و تو
‫لیست ممنوع پروازه و

00:41:22.474 --> 00:41:24.941
‫دیگه هیچوقت نمیتونه
‫سر کسی این بلا رو بیاره.

00:41:25.609 --> 00:41:27.027
‫ممنون از تو.

00:41:28.361 --> 00:41:31.573
‫وقتی هفته پیش زنگ زدی،
‫نمیخواستم جوابت رو بدم.

00:41:33.325 --> 00:41:37.329
‫حرف زدن با تو بالاخره بهم
‫شجاعت تموم کردن این قضیه رو داد.

00:41:38.830 --> 00:41:42.959
‫فقط خیلی شرمنده‌م
‫که گول اون آدم رو خوردم.

00:41:43.501 --> 00:41:49.507
‫راجر، عشق آدم رو کور میکنه.
‫من آرزو میکردم کاش بیشتر شبیه تو بودم.

00:41:50.425 --> 00:41:52.677
‫من یه عشق بزرگ رو از دست دادم.

00:41:54.221 --> 00:41:56.847
‫و حالا، خیلی سریع روی هر
‫نقطه‌ی ضعف و ایرادی زوم میکنم.

00:41:56.848 --> 00:41:59.892
‫لحظه‌ای که یه نقص میبینم، فرار میکنم.

00:41:59.893 --> 00:42:03.939
‫تو آدما رو با وجود تمام عیب‌هاشون
‫دوست داری، و من این رو تحسین میکنم.

00:42:07.150 --> 00:42:09.110
‫خب، اگه تو تلاش کنی، منم تلاش میکنم.

00:42:10.153 --> 00:42:11.445
‫قبوله.

00:42:17.035 --> 00:42:20.120
‫چی فکر میکنی؟ هنوز میخوای تمام
‫اپ‌های قرار گذاشتن رو نابود کنی؟

00:42:20.121 --> 00:42:24.041
‫نه. دیشب با هاردیسون حرف زدم
‫و اون همه‌ش می‌گفت، «حتماً، عزیزم.»

00:42:24.042 --> 00:42:24.959
‫دوباره خیلی زیاد.

00:42:24.960 --> 00:42:28.128
‫و ما تصمیم گرفتیم که اپ قرار گذاشتن
‫خودمون رو بسازیم.

00:42:28.129 --> 00:42:30.839
‫ما میخوایم پدر و مادرهای ماشینی رو بسازیم
‫به جای اینکه اونا ما رو بسازن.

00:42:30.840 --> 00:42:34.678
‫باید همین الان بهش زنگ بزنم.
‫تازه یه اسم عالی براش پیدا کردم.

00:42:35.762 --> 00:42:41.267
‫هوم؟ بابا، نگاه کن. مادر دو فرزند.
‫عاشق رقص. آه، به ماهی حساسیت داره.

00:42:41.268 --> 00:42:44.311
‫اوه! باشه، این عالیه.
‫این یکی رو انتخاب کن.

00:42:44.312 --> 00:42:46.731
‫دیدی؟ فقط به یه کم کمک من احتیاج داشتی.

00:42:47.565 --> 00:42:48.692
‫آره.

00:42:49.234 --> 00:42:50.360
‫خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:42:51.000 --> 00:42:54.000
Arash.K :ترجمه

00:42:54.030 --> 00:42:59.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:42:59.030 --> 00:43:07.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]